انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • بزودی امکانات جدیدی به انجمن اضافه خواهد شد

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بازمانده
نویسنده پیام
عضو انجمن
**
کاربر جدید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 7
تاریخ عضویت: Apr 2018
اعتبار: 0

تشکرها: 0
تشکر دریافتی: 1


مدال های دریافتی

بازمانده
چند سالی بود که شرکت دارویی آمبرلا محصولات خود را مجذوب همه کرده بود.محصولات شرکت آمبرلا از لوازم آرایشی گرفته تا مواد شیمیایی مورد استفاده در کارخانجات هسته ای گشترده بود.محبوبیت صادرات محصولات این شرکت به حدی رسید که کشور های دیگر متقاضی باز کردن یک شعبه از آمبرلا در درون خود بودند. دانشمندان آمبرلا که وظیفه ساخت داروها و در بعضی موارد کشف انها را بر عهده میگرفتند هر روز با پیشرفت های زیادی روبرو بودند.در یکی از روز ها یکی از دانشمندان آمبرلا با تحقیقات گسترده خود به کشف ماده عجیبی دست یافت. او به این پی برد که این ماده میتواند سیستم دفاعی بدن را از هم بپاشاند و تنها امواج ضعیف الکترونیکی مغز فعالیت های بدن را کنترل کنند و ادمی را چندین برابر از قدرتی که دارد قدرتمند کند.اقای برکین وقتی به این موضوع پی برد کشور ایران را طعمه ازمایش این ماده انتخاب کرد.او خواست تا برای بازدیدی کوتاه از شعبه آمبرلا در تهران عازم ایران شود. او ویروس را با خود برداشت و به ایران رفت. اقای برکین مشتاق این بود که ببیند تاثیر این ماده چه میتواند باشد. در شعب آمبرلای تهران او به طور عمد ویروس را در داروهای تولیدی تزریق کرد و به ایالات متحده بازگشت. شعبه آمبرلای تهران بی خبر محصولات مملو از ان ویروس را بسته بندی و روانه دارو خانه ها کرد. اقای برکین میدانست این ویروس مصری است و میتواند سریع به دیگران سرایت کند اما از کارکرد ان خبر نداشت.با رسیدن اولین بسته بندی داروهای ویروسی به یکی از دارو خانه ها مردی که از سردردش به شدت شکایت میکرد وارد همان داروخانه شد و یکی از دارو های مسکن محصول امبرلا را درخواست کرد. فروشنده هم یکی از ان ها را به او داد. مرد در راه خانه در ماشین خود قرص را مصرف کرد.بعد از 5 دقیقه خودروی او با بوغ یکسره متوقف شد. مامور پلیس متوجه شد و سریع خود را به ان خودرو رساند
پلیس:آقا آقای محترم میشه بگید چرا اینجا توقف کردید این توقف اینجا خلافه اقا
ناگهان مرد به گردن ان پلیس را گاز گرفت ومردم دور ان خودرو جمع شدند . مامور پلیس در حال فریاد زدن بود که ناگهان روی زمین افتاد . یکی از حضار به سمت او رفت و خواست کمکش کند اما پلیس دست اورا گاز گرفت. مردم ترسیده بودند و در پی راه حلی بودند. سه الوده شده به طرف مردم دویدند و ان ها را گاز میگرفتند. بیشتر مردم فرار کرده بودند. الوده شده ها به طرف جاده ها روانه شدند. درراه گدایی یکی از انها را دید و رفت که ببیند چخبر شده است که موردتهاجم واقع شد و الوده گردید.
حال این ویروس از طریق گاز گرفتن و تهاجم های وحشتناک الوده شدگان یکی از مناطق شهر تهران را در بر میگرفت.
تیتر یکی از روزنامه های ایران توجه اقای برکین که از این پیش منتظر تاثیر ویروس بود جلب کرد.
رفتارهای عجیب چند شهروند که دارد بر تعداد خود می افزاید(تیتر روزنامه)
پلیس تهران که از این حادثه شوکه شده بود سریع دستور داد نیروهای ویژه خود را به محل حادثه برسانند. یکی از ماموران تازه کار در واحد یگان ویژه به نام امید رهایی با نیروهای ویژه قصد رفتن به محل مورد نظر را داشت. ماشین های نظامی به محل رسیدند و با چندی بدن هایی روبرو شدند که به ظاهر مرده به نظر میرسیدند. یکی از مامورین به سمت انها رفت. دستی به شانه ی یکی از الوده شدگان زد و اورا صدا کرد. اتفاقی رخ نداد. ناگهان صداهایی شبیه ناله و فریاد ازپشت گوش سربازان انها را به دیدن پشت سر خود وادار کرد. گروهی از انسان های الوده به طرف انها حمله ور بودند. فرمانده دستور شلیک را داد اما الوده شدگان به همین راحتی از پای در نمی امدند سر انجام تمام مامورین پلیس الوده شدند به جز امید . امید خود را سریع از محل دور کرد به طرف بانک رفت. الوده شدگان از هر طرف با دستان خونین به شیشه های بانک میزدند حال امید وارد خطری شده بود که هیچ وقت نمیتوانست تصورش هم را بکند. از در خروجی بانک فرار کرد و با فردالوده شده ای برخورد کرد
امید:هی اقا بهت هشدار میدم عقب بمونی هی جلو نیا من اسلحه دارم با توام
امید اسلحه اش را مسلح کرد و یک تیر به شکم او وارد کرد اما فرد الوده شده هنوز به نزدیک شدن به امید ادامه میداد . امید ساختمان روزنامه نگاری را دید و به طرف ان دوید. وارد ساختمان شد. ناگهان صای فریاد کارکنان بلند شد . امید با دیدن ان همه الوده شده خود را به اتاقی رساند و نوشته ای توجه اورا جلب کرد . در صندوق گزارش های رد شده مدیر نامه ای را دید به شرح زیر:
موضوع : رفتار های عجیب مردم و ارتباط ان با آمبرلا  نویسنده: سامان فرازمند
متن گزارش: شرکت دارویی امبرلا در ساخت مواد دارویی و بیولوژیکی شرکتی پیشرو است اگر این رفتار عجیب مردم توجیه کنیم با آمبرلا و محصولات در دست ساختش روبرو میشویم. ممکن است این یک ازمایش ناخواسته و یا عمدی بوده باشد اما شرکت فعالیت های شرکت امبرلا باید مورد برر؟؟؟؟
الوده شدگان زیادی در پشت در اتاقی که او در انجا بود تجمع کرده بودند. امید باید از مخمصه جان سالم را بدر کند وگرنه طعمه الوده شدگان میشود. پایین ساختمان را از پنجره شیشه ای مشاهده کرد.سطل اشغالی رادید و خودش را برای افتادن در ان اماده کرد با پرش او به درون سطل اشغال الوده شدگان زیادی در همان کوچه به سمتش هجوم اوردند . امید سریع خودش را به بیرون پرتاب کرد و به سمت شرکت امبرلا حرکت کرد.
07-04-2018, 08:26 PM
پاسخ
 تشکر دریافتی: abolfazl





کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.