انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • مشکل ثبت نام برطرف شد - لطفا کش مرورگر خود را خالی کنید

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 3 به فارسي
نویسنده پیام
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

"گزارش"
24 سپتامبر
اين گزارش يك سرقت در ساختمان شهرداري قبل از سقوطش است. به جواهرات دكور ساعت در جلوي دروازه خصارت وارد شده. دو تا از دوازده تا جواهرات ساعت گمشده. به خاطر همين آن قسمت قابل استفاده ي كارمندان نبود. من هيچ انتخابي ندارم ولي براي مسكوت نگه داشتن اين مورد بايد دوباره بازرسي كنم. 
امضا : ماروين براناگ


" گزارش "
26 سپتامبر
بر اساس گزارش كالبد شكافي جسد مرد 42 ساله ي صاحب رستوران كشف كردم كه اون يكي از الماس ها رو دزديده بود.اون ظاهرا براي پنهان كردن الماس اون رو در حدود ساعت 10 صبح به قرارگاه پليس برده. وقتي كه 10 دقيقه بعد به وسيله ي شليك يك گلوله كشته شد نشانه هاي از بيماري داشت. در خلال اين مدت شهر حكومت نظامي شد. ما رو مجبور كردن كه اين قضيه رو هم مسكوت نگه داريم. به همين دليل ما الماس رو به عنوان مدرك نگه ميداريم.
امضا : ماروين براناگ


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 08:59 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

اقدامات بهداشتي من در حال اتمامه... من هنوز نميتونم باور كنم كه چنين اتفاقي افتاده. ما ديروز يه نفر(مرد) ديگه رو هم از دست داديم. 

Meyer يكي از بهترين افرادمون بود. اون منو موقعي كه خيلي وحشتزده بودم و همه داشتن از دست زامبي ها فرار ميكردن پيدا كرد و نجات داد. 

اما زماني كه من بايد محبت اونو جبران مي كردم ... فرار كردم!

من ميتونم صداشو بشنوم كه نامم رو صدا ميكرد. من هنوز ميتونم صداي اون جيغ ها رو از پشت سرم بشنوم. صداي كنده شدن گوشت از استخوانش. من وحشت كرده بودم... وحشتناك بود...
الان 27 سپتامبره . جنگي براي زندگي. من موفق شدم تعداد زيادي از زامبي هايي كه سنگر هاي مارو خراب كرده بودند رو از بين ببرم. حالا من به وسيله ي whisky كه سرما خورده بود زخمي شدم. اين اسلحه به يك دوست براي من تبديل شده. من تعداد زيادي از زامبي ها رو منفجر كردم و خاكشون كردم. ( مترجم : چه بيكار بوده ) 
ما 13 نفر از افرادمون رو از دست داديم. در سه ساعت ما درباره ي مسائل جزئي و ناچيز توي اتاق ملاقات پرخاش ميكرديم. اين كل ماجراي اين موقع بود. وقتي من اين بطري رو هم سر بكشم دوست قديمي من مجبور ميشه آخرين جسد رو خاك كنه.
قديمي ترين در آخر.


من ميتونم سرسختانه منتظر بمونم....


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:02 AM
پاسخ
 تشکر دریافتی: leon s.kennedy
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

خبراي خوبي از برادرم جو برانون دارم؛ اون بالاخره اسلحه دستي (هفت تير) جديد رو كامل كرد. اسمش M92F هست و مخصوص گروه S.T.A.R.S طراحي شده. برادرم خودش به اسلحه "لبه ي تيز سامورايي" ميگه ! 

اين اسلحه دقيقترين نوع از اسلحه هاي كندو براي تير اندازي هست و اگه ديگه كسي با اين اسلحه هم نتونه درست هدف رو بزنه بهتره به جاي اسلحه يه دونه دندوني بچه توي جلد چرمي اسلحش به كمرش ببنده !

اجناس گفته شده فقط با ارائه ي مدرك معتبر تحويل داده ميشن . 
مطمئنم وقتي ببينيد چه اجزاي عالي و كاملي توي طراحي قطعات M92F به كار گرفته شده خودتون تعجب مي كنيد و دلتون مي خواد با تمام وجود از اونايي كه درستش كردن تشكر كنيد. 

با عرض احترام،
رابرت كندو
مغازه اسلحه فروشي كندو


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:05 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

اول سپتامبر
بعد از شش ماه تلاش زياد بدن من بسيار ضعيف و سست شد.
من يه سرباز خوب بودم اما بايد بدون هيچ شك و ترديد فرمانهاي اونا رو انجام ميدادم. منو مجبور ميكردن كه شكنجه بدم و اعتراف هاي دروغ بگيرم. اما همون صبحي كه من بايد خدمت ميكردم يه معجزه رخ داد. شركت كمك من رو رد كرد و براي دومين بار به من زندگي دوباره داد.
15 سپتامبر
من بعد از اون تعطيلات به محل كارم برگشتم. ظاهرا واحد من كه UBCS ناميده ميشن وارد عمل شدند. 
واحد ارتش ترور و V.I.P از آمبرلا محافظت ميكنند. به علاوه اونا افرادي داشتند كه در اداره ي مشكلات و علت مسائل غير قانوني تخصص داشتند.
و منم توي اين جريان در رده ي دوم قرار داشتم.
28 سپتامبر
اينجا طلوع شده اما ما هنوز تلاش ميكنيم كه زنده بمونيم چون اينجا هيچ آذوقه اي وجود نداره. زامبي ها وقتي در خيابان ها راه ميرن صداي استخوانهاي اونا باعث وحشت زنده ها ميشه.
دوباره يك انتخاب داده شده. من بهتر ميدونم كه اونو اجرا كنم. صف مرگ براي اينجا يك پناهگاه آسمانيه.
من تصميم كرفتم كه به خودم شليك كنم اينطوري بدن من براي هميشه ميميره و زامبي نميشه.


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:06 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

بالاخره من يه مدرك پيدا كردم من ميخوام ثابت كنم كه توي اين شهر مرض آدمخواري رايج شده.
يه آدم واقعي مردم رو اونقدر ميخوره تا بميرن. اونا مثل يه حيون وحشي هستن كه سعي ميكنن راهي پيدا كنن كه گوشت تازه بخورن . اين كاملا نفرت انگيزه. من شايعه اي شنيدم كه در حال حاضر تعداد زيادي از مردم از اين بيماري رنج ميبرند. هرچند سبب اين بيماري هنوز ناشناختس. آيا اينم يكي ديگه از رمز و راز هاي اين بيماريه؟
من يه روزي بايد اينو چك كنم...

شهر راكون رو حكومت نظامي گرفته اونم به خاطر همون مرض آدمخواري. من عامل اطلاعاتم رو كه خارج از شهره گم كردم. اما من تسليم نمي شم. به عنوان يك خبرنگار من نميتونم چشمامو ببندم و راهمو كج كنم. من بايد با مردم و با حرفه ي خودم خاكي رفتار كنم. من فكر نميكنم كه اين بيماري هنوز به طور خيلي گسترده شيوع پيدا كرده باشه.من باور دارم كه اين شهر كليد اين مشكل رو داره كه واكسن رو توليد كنه. در واقع من مطمئن هستم.

ارتش دورو بر شهر رو محاصره كرده تا راه فرار مردم رو ببنده و از شايع شدن بيماري جلوگيري كنه. مردم اين شهر يا كشته ميشن يا در مواجهه با بيماري قرار ميگيرن و بيمار ميشن. من ميدونم كه اين اقدام براي اين شهر تصميم درستيه اما من نميتونم كمكي كنم و دلم براي خودم نميسوزه اگه بيمار بشم يا خورده بشم. اهميت نداره. سرنوشت من اين طور رقم خورده. تمام چيزي كه از من باقي ميمونه مقاله ي خبرنگاريمه. من باز هم نا اميد نميشم من مشكلم رو با اين بيماري و خودم حل ميكنم. من فقط كشف كردم كه اين بيماري از طريغ هوا منتقل نميشه اما بايد راه هاي ديگه اي هم باشه.


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:10 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

من ميدونم كه كار تازه ي تو پر از ترس و اضطرابه... كوين(
Kevin ). پس بزار بهت بگم چطور قطارهات مدت زيادي سالم بمونن. تو ميدوني كه اين مدل در سال 1968 ساخته شد و براي اروپا بسيار قابل اهميت بود. گاهي اوقات لغزنده و سست هستن اما اونها هنوز كار ميكنن چون اونا نمونه ي سرسختي و مقاومتند. ما هميشه ميتونيم روي اونا حساب باز كنيم. اگه اونا روز خوبي نداشته باشن تو بايد نگاهي به مدارش بندازي كه مشكلي نداشته باشه. تو بايد بتوني ايرادش رو پيدا كني اونوقت ميتوني به راحتي تعميرش كني.
اگر تو هر روز قطعات اونو چك كني طبيعتا از قطعات كثيف و چندش آورش دوري ميكني. اگه تو فراموش كني كه اونا رو چك كني اين قطارهاي قديمي مسلما دچار مشكل ميشن. فقط به خاطر داشته باش اگه خواستي قطعه اي رو عوض كني بايد يه قطعه ي مناسب و خوب انتخاب كني . وقتي من ميگم مناسب منظورم اينه كه نتوني قطعهي اصلي رو پيدا كني تو بايد چيزي رو پيدا كني كه به اندازه ي كافي خوب كار كنه. و راجع به روغن تو بايد هميشه با دقت مواد روغن اين قطار رو مخلوط كني.

هيچ وقت فراموش نكن يه انسان ممكنه بقيه رو درگير كنه ... اما يه ماشين اين طور نيست.


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:12 AM
پاسخ
 تشکر دریافتی: leon s.kennedy
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

قبل از اين كه شما كار خودتون رو شروع كنيد خواهشمندم اجازه بديد كه توصيه اي بهتون بكنم. بعضي از داروها در اتاق حفاظت ثابت نيستند و بعد از مدت كوتاهي به علت رطوبت و درجه حرارت فاسد خواهند شد. بنابراين شما بايد به ياد داشته باشيد درجه ي حرارت رو در اتاق حفاظت ثابت نگه داريد. شما بايد سرسختانه و هر روز اونو كنترل كنيد. هرچند كامپيوتر هر ساعت اونو كنترل ميكنه اما خيلي دقيق نيست سعي كنيد و به ياد بياريد كه يك ماشين چيزي بيشتر از يك ابزار نيست كه به وسيله ي انسانها اداره ميشه.
شما بايد تمام افرادي رو كه داخل يا خارج از اتاق حفاظت ميشن رو كنترل كنيد. داروهاي خطرناكي در اون اتاق انبار شده. اگر حتي يكي از اونا گم بشن مشكلات خيلي جدي براتون پيش مياد. در اتاق حفاظت هميشه قفله ولي شما بايد اجازه بديد افراد داخل بشن شما بايد بزاريد تمام اطلاعات رو در دفتر ثبت كنند. و مهمتر از همه شما بايد به ياد داشته باشيد كه اگر به چيزي مشكوك شديد بلافاصله به مدير خودتون اطلاع بديد.
اگر شما رمز رو فراموش ميكنيد سعي كنيد به ياد بياريد كه نام خانوادگي كدومتون با اون حرف شروع ميشه. فراموش نكنيد كه محصول جديد در راهه و رمز در دوباره تقيير ميكنه. شما ميتونيد هميشه رمز رو با كامپيوتر براي باز كردن در اجرا كنيد.




داروي مايع به اسم VT-J98 براي توسعه دادن ويروس NE-T مناسبه. بنابراين ما نياز به يك دستور براي بدست آوردن مقدار بيشتري از اون داريم.

U.E. ششمين آزمايشگاه


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:14 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

من نميتونم كمك كنم اما من در تعجبم چون فكر نكنم كسي نوشته هاي منو بخونه اما اونا رو مينويسم چون اونا كمكم ميكنن از سلامت عقليم محافظت كنم و نه چيز ديگه اي.
بعد از اين من تبديل ميشم به يه غذا براي اين هيولاها. آيا مسئول 
G.I.S كه شهر رو بسته ميتونه لاشه ي منو پيدا كنه؟ پس اين تصور كي تموم ميشه؟ من نمي خوام بميرم. من اصلا آماده نيستم...

همسرم... دخترم و مادرم..... وتمام خانواده ي من مردن. اما هيچ كدوم از اين اتفاق ها ديگه اهميت نداره. زندگي من در همين لحظه مهمه. اين تمام اتفاقيه كه افتاده.
من هيچ وقت عكسي از اونا نداشتم كه حالا به اونا دلخوش باشم. من هنوز كارهاي مهم ديگه اي هم دارم. البته اونوقت من يه فروشنده ميشدم من بايد سعي ميكردم كه يه روزنامه نگار بشم . من هميشه اين كارو ميخواستم اما مادرم به من ميگفت تو هنوز انتخاب هاي زياد ديگه اي داري.
چرا من هيچ وقت به حرفهاش گوش نكردم؟
ولي به نظر ميرسه اين آخرين مقاله ي ""داريو روسو""باشه.

مردن قبل از زياد شدنشون....


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:18 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

دستور به تيم اكو:
منطقه مركزي شهر رو از هجوم جمعيت تخليه كنيد و بعد اجساد شهروندان رو در برج ساعت خالي كنيد.يادتون باشه در بين غير نظامي ها اولويت با كسايي كه كارمند آمبرلا هستن.يادتون باشه هوشيار باشين چون اشخاص آلوده مقاومت بالايي دارن و بي درنگ ضربه مي زنن.

دستورالعمل تخليه سازي:
1-وقتي كه ماموريت به اتمام رسيد يا وقتي كه انجامش غير ممكن شد سريع منطقه رو ترك كنيد.

2-ما هلي كوپتري رو براتون ميذاريم كه در حومه شهر جلوي برج ساعت منتظرتونه.

3-وقتي آماده ترك محل شديد زنگ برج ساعت رو براي علامت دادن به خلبان بصدا در بياريد.


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:20 AM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

25 سپتامبر
تنها 3 ساعت از ماموريت انفرادي من ميگذره ولي تيم من و كمبل رو از ادامه ي ماموريت باز داشت. تعداد زامبي ها از تصورات ما خيلي بيشتره. هيچ راهي براي نجات اين شهر وجود نداره. ما واكسن اين ويروس رو به خودمون تزريق كرديم اما من مطمئن نيستم كار بكنه. من نميدونم اگر من از بقيه بيشتر زنده بمونم ......
27 سپتامبر
ما داريم ساعت برج رو اداره ميكنيم. نا اميدي خيلي زياد شده ما تير و تفنگ هاي افراد رو كه زخمي شده بودن براي حفظ جون خودمون دزديديم. ما داريم توي ميدان جنگ براي زنده موندن تلاش ميكنيم اما من هيچ وقت در اين جنگ شركت نكردم. به هر حال يه دختر قبل از من وارد برج ساعت شده بود. اون يكي از همونايي بود كه تونسته بود زنده بمونه. اون خيلي شبيه خواهرم بود كه مرد.....
28 سپتامبر
من ميخواستم اينجا رو هرچه زودتر ترك كنم اما اون دختر نمي خواست. پدرش بعد از اين كه مطمئن شد همسرش كشته شده شهر رو ترك نكرد. من واقعا دوست داشتم كه اونو هم نجات بدم اما كمبل ميگفت : ما فقط بايد از جون خودمون محافظت كنيم.
اين چيزي بود كه من هم قبلا باور داشتم اما حالا......
برج ساعت تبديل به مكان خطرناكي شده و من هم ديگه نميخوام اشتباه كنم.....


[عکس: Terrasave.jpg]
24-02-2017, 09:24 AM
پاسخ



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ترجمه ی فایل های Resident Evil : Code Veronica X (فارسی) Red scorpion 6 2,851 13-07-2017, 11:40 PM
آخرین ارسال: Red scorpion
  وقايع Resident Evil 0 از زبان بازماندگان Red scorpion 2 1,817 13-07-2017, 11:15 PM
آخرین ارسال: Red scorpion
  Resident Evil 3: Nemesis - Epilogues super girl 0 1,271 19-04-2017, 09:44 PM
آخرین ارسال: super girl
  ترجمه فایل های رزیدنت اویل 7 به فارسی Winter 16 9,358 16-04-2017, 07:37 PM
آخرین ارسال: Winter
  فایل های Resident Evil: Umbrella Chronicles ( فارسی ) super girl 3 2,090 11-04-2017, 02:12 AM
آخرین ارسال: super girl
  Resident Evil : The Book (فارسی) leon s.kennedy 4 1,994 03-03-2017, 10:13 PM
آخرین ارسال: leon s.kennedy
  فایل های Resident Evil 6 (فارسی) Winter 45 18,476 24-02-2017, 11:41 PM
آخرین ارسال: Winter
  ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 5(فارسی) Winter 38 11,533 24-02-2017, 10:28 PM
آخرین ارسال: leon s.kennedy
  ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 2 به فارسي Winter 23 9,580 24-02-2017, 10:39 AM
آخرین ارسال: Winter
  فایل های Resident Evil: Revelations 2 Winter 14 5,251 17-02-2017, 04:22 PM
آخرین ارسال: Winter



کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان و 2 کاربر مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.