انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • مشکل ثبت نام برطرف شد - لطفا کش مرورگر خود را خالی کنید

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیوگرافی Ethan Winters
نویسنده پیام
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

[عکس: ethan_winters_by_demonleon3d-db0h9qa.png]
 Ethan Winters  
    
نام به ژاپنی : イーサン・ウィンターズ  
وضعیت : زنده
جنسیت : مرد
اولین حضور :  Rsident Evil 7 : Biohazard 
صداگذار :  (Tod Soley (EN  
   (Hidenobu Kiuchi (JP


میگن وقتی یک در بسته میشه،یک در دیگه به جایش باز میشه.خب،امشب یک در بسته شد.و چه شب طولانی هم بود...البته نه فقط برای من. اینجا فقط من و میا قربانی نبودیم. بیکر ها هم قربانی شدند. اون...چیز، اِوِلین،باعث شد اونا اینطوری بشن.ولی حالا اِوِلین مرده.و این افراد اینجان تا خراب کاری ها رو درست کنند.من فقط برای مدتی میا را از دست داده بودم.ولی حالا اون برگشته و میخواد تمام این قضایا را پشت سر بزاره...و از نو شروع کنه. شاید اینجاست که در دیگه ای باز میشه.
اتان وینترز


اتان وینترز پروتاگونیست رزیدنت اویل 7،و یک فرد غیر نظامی است که در حادثه خانه ارواح دالوِی (Dulvey Haunted House) گرفتار میشود.

بیوگرافی :
به جز ازدواج او با میا وینترز،اطلاعات خیلی کمی از زندگی پیشین اتان قبل از رویداد بازی در دسترس است.با توجه به گواهی نامه رانندگی میا،این زوج در تکزاس اقامت داشتند.در زمانی از سال 2014 اتان یک پیغام ویدیویی از طرف میا دریافت میکند،که به او میگوید به زودی به خانه بازمیگردد.به هر حال،بعد از دریافت ویدیو هیچ کسی دوباره او را نمی بینه و از او چیزی نمیشنوه، و تا سه سال بعد اتان مطمئن بود که او مرده.

جستجوی خانه ارواح :
در جولای 2017 ،اتان یک ایمیل از طرف میا دریافت میکند،که ازش میخواد او را در مزرعه بیکر ها در دالوِی،لوئیزیانا پیدا کند.اتان با دیر باوری به خانه ارواح دالوِی به دنبال میا سفر میکند، بی خبر از اینکه خودِ صاحب خانه ها هم قبلا در سال 2014 گم شده اند.
پس از آنکه اتان نتوانست وارد خانه اصلی شود،یک راه فرعی را در پیش گرفت که به مهمان خانه متروک راه داشت،در راه با تعدادی علائم و نشانه های ازار دهنده رو به رو شد. هنگامی که اتان وارد مهمان خانه شد نوار (Derelict House Footage) را پیدا و تماشا و شاهد نفوذ تیم Sewer Gators - فیلمبردار کلنسی جارویس،تهیه کننده آندره استیکلند و سرخبر گذار پیتر والکن - به خانه برای تمرین فصل بعدی نمایش شان، و ربوده شدن کلنسی به خاطر پیدا کردن جسد مرده ی آندره در سرداب، توسط خانواده بیکر بود.

به محض تمام شدن ویدئو اتان به زیر زمین رفت. که انجا جسد کرم زده اندره شناور در اب پیدا کرد. 
سرانجام،او میا را خواب در یک سلول خالی پیدا و ازاد کرد. در هر حال،وقتی او به میا درباره ایمیل گفت،میا با سردرگمی ادعا کرد که او ایمیلی نفرستاده.سپس هر دوی ان ها تلاش کردند تا از خانه فرار کنند، وسط های راه نشانه ها ازار دهنده تر میشدند. به هر حال، میا پی برد مسیر فراری که او قصد داشت از ان استفاده کند توسط بیکرها با تخته چوب مسدود شده.اتان به میا که به طرز واضحی اشفته شده بود میگوید که میره تا به اطراف نگاهی بندازه،در اتاقی دیگر یه جفت عروسک پیدا میکند:یکی از ان ها شبیه میا،و دیگری شبیه یک دختر جوان است.چند لحظه بعد،یک نفر(احتمالا جک)دیوار را میشکنه و میا را میگیره. اتان به دنبال ان ها به طبقه بالا میره،انجا یک تماس تلفنی از یک زن مرموز به نام زویی دریافت میکند، که به او میگه میتواند از اتاق زیر شیروانی فرار کند. در هر صورت،در زیر شیروانی قفله،میا مانند دیوانه ها با چاقو به اتان حمله میکند،اخر سر او را مجبور میکند تا از خود دفاع کند. میا اتان را به طرف دیوار پرتاب میکند،جایی که او تبر را پیدا میکند و و از ان استفاده میکند تا میا را شکست دهد،و به نظر میرسد که او را میکشد.
به محض اینکه اتان سعی میکند از خانه بگریزد با میا ی به هوش امده و اره برقی به دست مواجه و مورد حمله قرار میگیرد، میا دست چپ او قطع میکند و قبل از اینکه بتواند او را بکشد، برای چند لحظه کنترل خود را به دست میاورد و عقب نشینی میکند.اتان به دنبال او به طبقه ی بالا میرود، یک اسلحه پیدا میکند به وسیله ان به میا تا حد مردن شلیک میکند، سپس از پشت سر توسط جک مشت می خورد، جک ورود او را به خانواده خوش امد میگوید و هر دو ان ها، او و میا به سمت خانه اصلی (عمارت) میکشاند و میبرد.

فرار از خانه اصلی:

هنگامی که اتان بی هوش است.زویی (Zoe) می آید و با گیره های کاغذ دست چپ اتان را سر جایش میچسباند،و به او میگوید "کاری داشت" که باید ان را به اتمام میرساند.همچنین codex را به مچ دست اتان میبندد،که وضعیت سلامتی وی را نشان میدهد.کمی بعد،اتان در اتاق ناهار خوری به هوش می آید و انجا خانواده بیکر ملاقات میکند. جک،همسرش مارگارت،پسرشان لوکاس،و یک پیرزن ساکت بی اسم که همگی از مهمانی ناهار با دل و روده ها لذت میبردند. جک سعی میکند به زور غذا به خورد اتان بدهد(این یکی از روش هایی بود که بیکر ها استفاده میکردند تا قربانی هایشان را تبدیل به مولدِد (Molded) کنند)،ولی اتان بلافاصله تُفـش کرد و این باعث شد مارگارت به او ناسزا بگوید و سراسیمه از اتاق بیرون برود. در تلافی،جک یک چاقو برمیدارد و شروع به چاقو زدن اتان میکند،تنها پس از رسیدن مامور پلیس جک دست از چاقو زدن کشید.هنگامی که جک و لوکاس میروند تا با مامور پلیس سرو کله بزنند،اتان خود را از بند ازاد میکند و سعی میکند یک راه خروج از خانه پیدا کند. در نهایت جک به اتاق ناهار خوری بازمیگردد و در میابد که دیگر اتان اونجا نیست،و شروع به تعقیب کردن او میکند. بسته به این که بازی چطور پیش بره،جک ممکنه که اتان را در آبدارخانه بگیرد و قسمت پایینی پای او را قطع کند،سپس یک بطری کمک های اولیه در انسوی اتاق قرار میدهد تا با خوشحالی بتواند پیچ تاب خوردن و خزیدن اتان برای رسیدن به بطری،و استفاده کردن از ان برای چسباندن مجدد پایش را تماشا کند. در نهایت اتان یک راهروی زیر زمینی میابد و از ان برای فرار کردن از دست جک استفاده میکند،به اتاق رخشویی میرسد و انجا زویی مجددا با او تماس میگیرد. به محض اینکه اتان رخشویی را ترک میکند افسر پلیس را میبیند که به پنجره انتهای راهروی دیگری میکوبد،به اتان دستور میدهد تا نزدیک تر بیاید. اتان از افسر پلیس خواهش میکند تا به او کمک کند تا از خانه فرار کند،ولی در عوض مانند یک مظنون با او رفتار میشود و دستور میگیرد تا برای بازجویی در گاراژ با او ملاقات کند.اتان موافقت میکند،ولی از افسر پلیس درخواست میکند تا تفنگش را به او بدهد،و به او میگوید برای دفاع از خودش در مقابل بیکر ها به ان نیاز دارد.با اینکه افسر پلیس مخلفت میکند،اما یک چاقوی جیبی به اتان میدهد و دوباره یاداوری میکند تا او را در گاراژ ملاقات کند هنگامی که به انجا میرسند،جک در گاراژ را میبندد. هر دوی انها را داخل گیر می اندازد.  و با یک بیل افسر پلیس را از پشت سر میزند.اتان تفنگ افسر پلیس به قتل رسیده را بر میدارد و سعی میکند با ان جک را بکشد،ولی تنها موفق به بی حس کردن موقت او میشود. اتان یک جفت کلید ماشین در نزدیکی میز پیدا میکند، ماشین را روشن میکند و با ان چندین بار به سمت جک یورش میبرد،اما این کار هم نتوانست او را بکشد.جک سقف ماشین را از جا کند و کنترل ان را به دست گرفت،و به سمت توده ای از داربست های فلزی راند به این امید که بتواند اتان را گیر بندازد،اتان از ماشین گریخت و پس از ان ماشین منفجر شد.به هر حال جک خودش با یکی از میله های فلزی برخورد کرد و بدجور در انفجار سوخت، او بلافاصله بهبود یافت و به تعقیب کردن اتان ادامه داد.در نهایت،اتان یک نردبان پیدا کرد و سعی کرد از طریق ان فرار کند،که جک اسلحه اتان را گرفت،درون دهان خود گذاشت و شلیک کرد،و یک حفره در سر خود به وجود اورد.اتان در حالی که معتقد بود جک مرده،در سالن اصلی به دنبال راه خروج از خانه میگشت.

زویی یکبار دیگر با او تماس گرفت،و اشکار کرد که او،خانواده اش،و میا توسط یک پاتوژن(نوعی باکتری) مرموز الوده شده اند،از اتان درخواست میکند تا وسایل مورد نیاز برای درست کردن سرمی را بدست بیاورد که میتواند او و میا را درمان کند تا انها بتوانند فرار کنند...



ادامه دارد...
منبع: Wikia


[عکس: Terrasave.jpg]
25-05-2017, 05:14 PM
پاسخ
 تشکر دریافتی: leona kennedy , leon s.kennedy , behran s kennedy , Red scorpion , super girl
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

.....
زویی به اتان میگوید تا به محض به دست اوردن مواد مورد نیاز،او را در اتومبیل یدک کش بیرون خانه ملاقات کند.

هنگامی که اتان در حال جست وجوی طبقه ی دوم خانه است،ویدئویی از میا پیدا میکند که در ان بابت کارهایی که کرد معذرت خواهی میکند؛در نهایت ویدئو با تعقیب،و گیر افتادن میا به دست مارگارت قطع میشود.کمی بعد اتان در حمام توسط جک به دام میوفته،و وی را وادار به گریز به سمت زیر زمین میکند.جایی که او با تعداد زیادی مولدد مواجه میشود. او کلید اتاق کالبد شکافی را میابد،اتان وارد اتاق میشود و سعی میکند اخرین قطعه سنگ سر سگ را که برای فرار از خانه به ان نیاز داشت بردارد.به هر حال،جک ان را زودتر بر میدارد و با خود به اتاق پذیرایی جایی که برای کشتن اتان در نظر گرفته بود میبرد.سر سگ را سر یک قلاب قرار میدهد.جک منتظر میماند تا اتان سنگ را بردارد و سپس به او لگد میزند و به سمت محوطه پایینی پرت میکند.مدتی بعد در دوئل اره برقی بالا تنه جک کاملا از بین میرود،به طور حتمی او را یکبار برای همیشه میکشد.اتان به جک میگوید که "مرده بماند " و از سر سگ استفاده میکند تا از خانه فرار کند.


درست کردن یک سرم:

اتان به اتومبیل یدک کش میرود،جایی یکبار دیگر با زویی تماس برقرار میکند.زویی اتان را مطلع میکند تا به خانه قدیمی برود.اما به او هشدار میدهد تا از مادرش دوری کند.هنگامی که اتان به خانه قدیمی میرسد، گروهی از حشرات جهش یافته مواجه میشود.اتان در یک مکان کوچک مجددا میا را ملاقات میکند،اما لوکاس از پشت سر میا ظاهر میشود و او را میدزدد.هنگامی که اتان کلید مورد نیاز برای رفتن به طبقه دوم را پیدا میکند،مارگارت او را گیر میندازه و به پایین پله ها پرتاب میکنه و بر اثر فشاری که موقع افتادن اتان به زمین وارد میشود تخته های میشکنند و اتان درون یک گودال زیرزمینی سقوط میکند و او زیر دست مارگارت و حشرات جهش یافته اش گیر می افتد. اتان از داخل گودال به حدی به مارگارت شلیک میکند که او ضعیف میشود و تعادل خود را از دست میدهد و به داخل گودال می افتد و اتان میتواند فرار کند. در طبقه دوم اتان دست مومیایی شده یک بچه سری-دی را که یک از مواد جهت تهیه سرم است میابد اما به هر حال او نمیتواند وارد اتاقی که دست سری-دی نگهداری میشود بشود زیرا تنها به وسیله فانوس مارگارت قفل ان باز میشود. اتان به مکانی که در ان با مارگارت جنگیده بود بازمیگردد و درمیابد که او به همراه فانوسش به یک تونل مخفی گریخته. اتان تونل را دنبال میکند و به یک گلخانه قدیمی میرسد جایی که با مارگارت عجیب و جهش یافته مواجه میشود و اتان با نابود کردن کندوی حشرات روی شکمش او شکست میدهد باعث میشود او تبدیل به سنگ اهک و قطعات ریز شود و فرو بریزد.اتان فانوس را برمیدارد و از ان استفاده میکند تا دست سری-دی را از طبقه دوم خانه قدیمی بدست بیاورد. به یدک کش بازمیگردد،لوکاس که حال زویی را هم ربوده با اتان تماس میگیرد و به او میگوید که میتواند سر سری-دی را داشته باشد اگر یک سری کار را انجام بده.قبل از قطع کردن وی به اتان میگوید که درون یخچال را نگاه کند،جایی که او سر دِفی را به همراه یک یادداشت پشتش قرار داده که روی یادداشت نوشته (خوکه توی اتاق کالبد شکافی منتظرته،عوضی.)


اتان خود را به اتاق کالبد شکافی داخل خانه ی بیکر ها می رساند،و جسد بدون سر دِفی را پیدا میکند به همراه یک تابلو چوبی که روی ان نوشته (ثابت کن که یک مرد واقعی هستی و دستت را ته حلق این خوکه فرو کن!) اتان نیز همین کار را میکند و کلید ماری شکل را از ان بیرون می اورد. لوکاس اعلام میکند که او میتواند به کمک کلید ماری، کارت های کلیدی(یکی قرمز و یکی ابی) که برای رفتن به "مهمونی" (که در واقع این مهمونی یه سری تله است که توسط لوکاس تدارک دیده شده.) لازم دارد به دست بیاورد.یکی از این تله ها قربانی را وادار میکند که برای گریختن از اتاق یک شمع روشن روی کیک تولد قرار دهد،که این تنها باعث میشه کیک منفجر و اتاق به اتش کشیده شود(از طریق نفتی که از قبل توی اتاق پخش شده) و قربانی کشته شود.در نهایت اتان موفق میشود از طریق تماشای یکی از نوار های قبلی "کلنسی جارویس" معما ها را بدون پخش شدن نفت درون اتاق حل کند.

اتان پس از ان که تله های لوکاس را با موفقیت پشت سر گذاشت به سمت خانه قایقی رفت. او میا و زویی را انجا در حالی که بسته شده بودند پیدا کرد.به محض اینکه او هر دو انها را ازاد کرد زویی از اتان مواد لازم جهت درست کردن سرم را میخواهد و به او هشدار میدهد که پدرش و لوکاس همان نزدیکی هستند.همچنین زویی به اتان میگوید که پس از درست کردن سرم و درمان خود و میا میتوانند از طریق رودخانه و قایقی که خارج از ساختمان پارک شده فرار کنند.اما به محض اینکه اتان هر دو نمونه سرم را برمیدارد،توسط جک بیکر جهش یافته گیر می افتد و مجبور میشود با او بجنگد.او موفق میشود جک را به وسیله نابود کردن تمام چشم هایش شکست دهد.زویی از راه میرسد و به اتان میگوید او را تا خارج از خانه قایقی دنبال کند.متاسفانه به محض اینکه او میخواهد به دنبال زویی برود جک او را میگیرد.اتان از یکی از نمونه های سرم استفاده میکند تا جک را یکبار برای همیشه بکشد.سپس او میا و زویی را روی اسکله خارج از خانه قایقی ملاقات میکند و مجبور به این انتخاب میشود تا چه کسی را با تنها سرم باقی مانده درمان کند.

فرار با میا

اگر انتخاب کنید تا اتان میا را درمان کند،سپس وی به زویی میگوید یک راه دیگر برای نجات او پیدا میکند و زویی فقط به او دستور میدهد تا با میا سوار قایق بشوند و بروند.در نهایت،در حالی که ان دو مشغول جلو راندن قایق در رودخانه هستند،اتان و میا به کشتی نفت کش شکسته جایی که خانواده بیکر اِولین را پیدا کردند بر میخورند.اما اِولین سعی میکند تا از رفتن میا و اتان از ملک خانواده بیکر جلوگیری کند و سریع قایق انها بوسیله کپک ها احاطه میشود و گیر می افتد.

بعدها میا بیدار میشود، به اطراف نگاهی می اندازد و اتان را بیهوش روی زمین پیدا میکند که توسط کپک ها احاطه میشود. اتان توسط کپک های اِولین به داخل کشتی نفت کش برده میشود.در حالی که در پوششی از کپک ها زندانی شده،تصویری از جک بیکر میبیند و با او درباره اینکه چطور خانوادش اولین را پیدا کردند و توسط "هدیه" او الوده شدند صحبت میکند.سپس جک به اتان میگوید که به خاطر خانوادش هم که شده اولین را متوفق کند.اتان بیدار میشود و میا او را از کپک ها بیرون میکشد.میا برای اتان زمان میخرد تا قبل از گیر افتادن توسط کپک ها از اتاق فرار کند و از او میخواهد "اون کوچولوی عوضی را بکش".

اتان کشتی را ترک میکند و در جست و جوی اولین به معدن نمک میرود.اتان پس از انکه با دو جین مولدد بیرون از معدن میجنگد.اتان به وسیله نمونه ای که میا به او داده بود یک جعبه حاوی ای-نِکروتاکسین پیدا میکند.بعد از پیشروی در معدن ها،اتان خود را در مهمان خانه بیکر ها میابد.با ادامه دادن مسیر او با دیدن فلش بک هایی از اتفاقاتی که اوایل بازی در خانه قدیمی رخ داده بود در حالی که اولین پشت صحنه ها ایستاده است ازار داده میشود. اتان خانه قدیمی را به دنبال اولین زیر پا می گذارد،در نهایت با دختری که ذهن و تصوراتش را تبدیل به جهنم کرده روبرو میشود.اتان ای-نکروتاکسین را بیرون می اورد و باعث میشود اولین بترسد و فرار کند.تعقیب و گریز ادامه دارد تا این که او در نهایت اولین را یک گوشه گیر می اندازد و بر قدرت اولین که سعی میکرد او را عقب براند غلبه میکند و ای-نکروتاکسین را به او تزریق میکند.تزریق ای-نکروتاکسین در قدرت کنترل ذهن اولین اختلال ایجاد میکند و فرم واقعی او که به شکل پیرزن ویلچر نشین خانواده بیکر است اشکار میکند.به محض اینکه زن پیر و فرتوت زیر گریه میزند و به سرعت در عرض چند ثانیه تجزیه و تبدیل به کپک میشود.در نهایت به نظر میرسد که اتان کار اولین را تمام کرده...اما اولین که هنوز هشیار است تمام کپک ها در ملک بیکرها را فرا میخواند به شکل عظیم الجثه و بسیار خشمگین به قصد نابودی اتان باز میگردد. اتان برای اخرین بار به خاطر زندگی خود میجنگد،بار ها و بارها به صورت اولین شلیک میکند،اما فایده ای ندارد.ناگهان یک جعبه حاوی یک هفت تیر بزرگ از اسمان به پایین می افتد و باعث میشود codex اتان به کار بیوفتد.اتان پاسخ codex را میدهد و در میابد یک فرد ناشناس به او میگوید تا از هفت تیر استفاده کند.اتان نیز همین کار را میکند و سپس بعد از چندین بار شلیک کردن اولین را یکبار برای همیشه میکشد. یک مرد از هلیکوپتر پایین می اید و خود را به اتان میرساند کلاه ایمنی خود را در می اورد و پیش از اینکه به اتان کمک کند تا سوار هلیکوپتر شود خود را به عنوان "ردفیلد" معرفی میکند.اتان اخر سر داخل هلیکوپتر یکبار دیگر به نزد میا بازمیگردد و ملک بیکر ها را ترک میکنند.در حالی که تیم ردفیلد باید به عواقب بعدی رسیدگی کنند.

پایان دوم:

در حالت دیگر،اگر اتان تصمیم بگیرد زویی بیکر را درمان کند،زویی به همراه او سوار قایق میشود و میا فقط از انها میخواهد که بروند.به هر حال هنگامی که اولین قایق را متوقف میکند،زویی را تبدیل به سنگ اهک میکند و میکشد و اتان بیهوش میشود.بعد ها هنگامی که میا اتان را پیدا واز کپک ها ازاد میکند به جای انکه برای فرار اتان وقت بخرد توسط اولین وادار میشود تا با اتان بجنگد.هنگامی که اتان موفق میشود میا را بکشد او تبدیل به سنگ اهک میشود و به وی میگوید "اون کوچولوی عوضی را بکش" بعدها پس از شکست اولین و سوار هلیکوپتر شدن به جای بازگشت نزد میا، اتان ویدئویی از میا را روی یک تلفن همراه تماشا میکند و بعد از انکه برای اخرین بار خداحافظی میکند تلفن را از هلیکوپتر به پایین پرتاب میکند.

گیم پلی:

اتان کارکتر اصلی قابل بازی در رزیدنت اویل 7 : بایوهازارد است.
پس از نبرد با میا در مهمان خانه، اتان ساعت را بدست می اورد که وضعیت سلامتی وی را نشان میدهد.
همچنین اتان کارکتر قابل بازی در اکسترا گیم Ethan Must Die است که در انجا هنوز ساعت خود را دارد و در ابتدا تنها با یک چاقو شروع میکند.


[عکس: Terrasave.jpg]
30-06-2017, 01:29 PM
پاسخ
 تشکر دریافتی: leona kennedy



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  بیوگرافی Peter Walken Helen.H 0 1,389 01-07-2017, 04:36 PM
آخرین ارسال: Helen.H
Information بیوگرافی mia winters Red scorpion 0 1,702 10-06-2017, 10:32 PM
آخرین ارسال: Red scorpion
  بیوگرافی Lucas Baker Helen.H 0 1,823 20-05-2017, 02:00 PM
آخرین ارسال: Helen.H
  بیوگرافی Clancy Jarvis Helen.H 2 2,350 12-05-2017, 05:19 PM
آخرین ارسال: Helen.H
  بیوگرافی اولین Helen.H 1 2,224 18-04-2017, 11:05 AM
آخرین ارسال: Helen.H



کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان و 2 کاربر مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.