انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • بزودی امکانات جدیدی به انجمن اضافه خواهد شد

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
Natalia Korda
نویسنده پیام
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 186


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

Natalia Korda
[عکس: sml_gallery_1_5_6563.jpg]


اطلاعات شخصی

تولد:۲۰۰۱

نژاد:سفیدپوست

وضعیت:زنده

اطلاعات فیزیکی

جنسیت:زن

اطلاعات در بازی

اولین حضور:رزیدنت اویل: مکاشفات ۲

صداگذار:گابریلا پاستوره (RE:REV2)


ناتالیا کوردا (انگلیسی: Natalia Korda) یکی از شخصیت‌های سری بازی‌های رزیدنت اویل است. ناتالیا یک کودک مرموز است که در بازی رزیدنت اویل: مکاشفات ۲ توسط بری بارتون پیدا می‌شود. بری بارتون برای نجات دختر خود مویرا به جزیره‌ای ناشناخته رفته بود و این دختر را نیز در آنجا پیدا کرد. ناتالیا حتی خودش هم نمی‌داند که برای چه در این جزیره است. این دختر دارای قدرت‌های ویژه‌ای است، او همراه با بری است و در زمان نزدیک شدن خطر به ان‌ها می‌تواند زودتر این موضوع را اطلاع دهد. همچنین او با قدرت‌های خودش می‌تواند نقطه ضعف‌های مهاجمان را مشخص کند.


معرفی

ناتالیا، در زمان حمله گروه ولترو به جزیره ترگریژیا در آنجا حضور داشت. او در جریان این حمله بیوتروریستی، پدر و مادر خود را از دست داد و پس از آن توسط یکی از اعضای سازمان TerraSave به نام نیل فیشر نجات پیدا کرد. نیل برای اینکه این دختر بچه بیش از این احساس تنهایی نکند، یک عروسک به نام لاتی به او هدیه داد.


زابیتیژ (۲۰۱۱)

ناتالیا برای نخستین بار در خط داستانی کلر ردفیلد در جزیره زابیتیژ مشاهده می‌شود. جایی که کلیر و مویرا مشغول یافتن راه فرار از جزیره بودند که با ناتالیا مواجه شدند. در آن زمان ناتالیا که حالتی وحشت‌زده داشت، سردرگم از همه جا از کلیر و مویرا و همچنین از میان B.O.W ها فرار می‌کرد؛ اما این فرار طولی نکشید و سرانجام کلیر و مویرا او را پیدا کردند. کلیر علت فرار ناتالیا را از او پرسید و همچنین اینکه او در این جزیره چه کار می‌کند اما ناتالیا از آنجا که وحشت‌زده بود پاسخی نداد. در این زمان مویرا با آرامش با او برخورد کرد. او می‌دانست که این دختر ترسیده است و باید ابتدا اعتماد وی را جلب کند. او درنهایت متوجه شد که پیشینه ناتالیا به جزیره ترگریژیا می‌رسد و در آن زمان توسط تراسیو نجات پیدا کرد. او عروسکی از طرف نیل را همیشه باخود همراه داشت زیرا این عروسک را تنها دوست و همدم باقیمانده خود می‌دانست. او نیز در جریان حمله به مقر تراسیو، همچون کلیر و مویرا به جزیره منتقل شده بود. پس از آنکه مویرا اعتماد ناتایلا را جلب نمود، او نیز همراه کلیر و مویرا شد و این سه با یکدیگر مسیر فرار از جزیره را پی گرفتند. زمانی که این سه به ورودی برج جزیره رسیدند، ناتالیا توسط یک "مرد خوب" ربوده می‌شود؛ درست زمانی که کلیر و مویرا سرگرم تماشای موفقیت گابریل چاوز در بلند کردن هلی‌کوپتر بودند. خوشحالی گابریل دوام زیادی نداشت زیرا او توسط دیده‌بان دچار جهش شد و هلی‌کوپتر وی سقوط کرد. پس از پایان این ماجرا، کلیر و مویرا متوجه شدند که ناتالیا دیگر همراه آن‌ها نیست.

ناتالیا توسط آلکس وسکر انتخاب شده بود تا با استفاده از مغز و بدن او، خود را در وی تناسخ دهد. ناتالیا به این ترتیب داخل کپسول‌های مخصوصی قرار گرفت و وارد محوطه امنی شد. آلکس پس از این گفت که پس از ۶ ماه، ناتالیا به عنوان آلکس وسکر برمی‌خیزد.


شش ماه بعد

پس از ۶ ماه، ناتالیا از کپسول خارج شد و با تعجب به اطرافش نگاه می‌کرد. او نمی‌دانست در کجا است و چگونه وارد این جزیره شده است. در این زمان او یک ناتالیای دیگر را دید که لباسی مشکی رنگ پوشیده بود. ناتالیا از ناتایلیای سیاه‌پوش پرسید که عروسکش لاتی را دیده است؟ این دو سپس تصمیم گرفتند تا در جزیره به دنبال عروسک بگردند. عروسکی که در جای جای جزیره نامه‌ای برای ناتالیا گذاشته بود. ناتالیای سیاه‌پوش توانایی‌های عجیبی داشت و فقط خود ناتالیا او را می‌دید. ناتالیای سیاه‌پوش توانایی مشاهده و درک B.O.Wها را داشت و پیش از رسیدن این هیولاها، ناتالیا را مطلع می‌کرد. این دو بدون آنکه توسط هیولاها دیده شوند خود را به ساحل می‌رسانند و عروسک را پیدا می‌کنند. در این زمان عروسک با ناتالیا رفتاری تند انجام می‌دهد و سپس می‌میرد. ناتالیای سیاه‌پوش که چندبار از ناتالیا خواست تا او را به عنوان دوستش بپذیرد، اینکه تنها کسی است که ناتالیا دارد.


مواجهه با بری

ناتالیا در این زمان، قایقی را می‌بیند که به سمت ساحل می‌آید. او بری بارتون است که پس از گذشت شش ماه خود را به جزیره رسانده تا مویرا را نجات دهد. بری در همان بدو ورود، ناتالیا را می‌بیند. او کاملا بهت‌زده و عجیب رفتار می‌کند و به بری می‌گوید که چیزی به خاطر نمی‌اورد. بری نیز می‌پذیرد که درجریان جستجوی جزیره برای یافتن مویرا، ناتالیا نیز همراهش باشد. این دو ابتدا به سمت برج رادیو می‌روند، جایی که شش ماه قبل مویرا از آنجا پیغام کمک فرستاده بود. ناتالیا پس از شنیدن نام مویرا دچار سرگیجه می‌شود و سپس به بری می‌گوید که مویرا مرده است. بری که دچار شوک شده بود از او می‌خواهد بیشتر توضیح دهد. ناتالیا می‌گوید که درگذشته او با مویرا و کلیر همراه بود ولی در مقابل ورودی برج توسط یک "مرد خوب" به جای دیگری منتقل شد. پس از این ناتالیا و بری به سمت ورودی برج جزیره حرکت کردند. ین دو در جریان جستجو عکس مشترک آلکس و سکر و آلبرت وسکر را دیدند. ناتالیا گفت که این زن را می‌شناسد و نامش آلکس وسکر است. سپس یک هیولا با حالتی زنانه از پشت آن‌ها ظاهر شد و به بری حمله کرد. او سپس به ناتالیا اشاره کرد و گفت که سرانجام او را پیدا کرده است. آلکس در فرم جهش یافته درنهایت نقاب خود را برمی‌دارد و توسط ناتالیا شناسایی می‌شود. بری در این زمان از او می‌پرسد که مویرا کجاست؟ آلکس می‌گوید که مویرا را همراه با دیگراه در داخل کوه به خاک سپرده است و اکنون می‌خواهد ناتالیا را بکشد زیرا از او می‌ترسد. بری در این زمان با چند شلیک به سقف، باعث ریزش سنگ‌ها می‌شود و با ناتالیا از آنجا فرار می‌کند. پس از این اتفاق ناتالیا زخمی می‌شود و نمی‌تواند حرکت کند، بنابراین او را روی دوش خود می‌گذارد و با نامیدی می‌گوید گرچه نتوانست به مویرا کمک کند اما به ناتالیا همچون دختر خودش کمک می‌کند تا از جزیره خارج شود.

بری و ناتالیا یک بار دیگر در محوطه معدن جزیره با آلکس جهش یافته مواجه می شوند. آلکس در این زمان بری را به کناری پرت می‌کند و ناتالیا را از زمین بلند می‌کند. او قصد کشتن وی را داشت ولی ناتالیا تحت فشار این هیولا کشته نشد و چشمانش را باز کرد. آلکس پس از مشاهده چشم‌های ناتالیا به شدت وحشت می‌کند و پس از رها کردن ناتالیا از آنجا فرار می‌کند.


پایان دوگانه

پس از فرار آلکس، ناتالیا و بری دوباره با یکدیگر همراه می‌شوند و به سمت اعماق معدن حرکت می‌کنند. پس از طی کردن مسافتی زیاد و رفتن به اعماق زمین، این دو وارد یک عمارت بزرگ می‌شوند؛ جایی که آلکس در آن حضور داشت. این دو درنهایت آلکس را مشاهده می‌کنند و مجبور به مبارزه می‌شوند. مبارزه‌ای که به دو شکل متفاوت ممکن است به پایان برسد. در پایان بد و نامعتبر: (در صورتی که کلیر نیل را که به هیولا تبدیل شده بود بکشد و مویرا بر ترس خود از سلاح گرم غلبه نکند) آلکس جهش یافته پس از اینکه از بری شکست خورد، ناتالیا را بلند کرده و مشاهده می‌کند که در او متولد شده است. او سپس می‌میرد و ناتالیا از جا برمی‌خیزد. بری از ناتالیا می‌پرسد که او چه کسی است؟ و ناتالیا می‌گوید که می‌توانی من را آلکس صدا کنید! پس از این ناتالیا بری را رها می‌کند تا بمیرد. در پایان متعارف و خوب (که مویرا سلاح کلیر را برداشته، به ترس خود از سلاح گرم پایان داده و برای نجات کلیر، نیل را می‌کشد) مویرا پدرش و ناتالیا را درحال مبارزه با آلکس مشاهده می‌کند و به سمت آلکس تیراندازی می‌کند. بری و ناتالیا که متوجه می‌شوند آلکس درحال جهش بیشتر است، از آنجا فرار می‌کنند و در کنار یک صخره پناه می‌گیرند. در این زمان کلیر نیز با هلی‌کوپتر خود را به انتهای داستان رسانده و به آلکس تیراندازی می‌کنند. این مبارزه ادامه می‌یابد تا اینکه آلکس توسط شلیک یک راکت کشته می‌شود.

دو سال بعد، درحالی که ناتالیا توسط بری به فرزندی پذیرفته شده است، درحال مطالعه کتاب پندهای سورائو نمایش داده می‌شود و اینکه خودآگاهی آلکس به بدن او منتقل شده است.


[عکس: Terrasave.jpg]
06-07-2017, 11:02 AM
پاسخ
 تشکر دریافتی: abolfazl , saman_aryan2012
عضو انجمن
**
کاربر جدید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 25
تاریخ عضویت: Mar 2017
اعتبار: 2

تشکرها: 67
تشکر دریافتی: 5


مدال های دریافتی

RE: Natalia Korda
پس از ۶ ماه، ناتالیا از کپسول خارج شد و با تعجب به اطرافش نگاه می‌کرد. او نمی‌دانست در کجا است و چگونه وارد این جزیره شده است. در این زمان او یک ناتالیای دیگر را دید که لباسی مشکی رنگ پوشیده بود. ناتالیا از ناتایلیای سیاه‌پوش پرسید که عروسکش لاتی را دیده است؟ این دو سپس تصمیم گرفتند تا در جزیره به دنبال عروسک بگردند. عروسکی که در جای جای جزیره نامه‌ای برای ناتالیا گذاشته بود. ناتالیای سیاه‌پوش توانایی‌های عجیبی داشت و فقط خود ناتالیا او را می‌دید. ناتالیای سیاه‌پوش توانایی مشاهده و درک B.O.Wها را داشت و پیش از رسیدن این هیولاها، ناتالیا را مطلع می‌کرد. این دو بدون آنکه توسط هیولاها دیده شوند خود را به ساحل می‌رسانند و عروسک را پیدا می‌کنند. در این زمان عروسک با ناتالیا رفتاری تند انجام می‌دهد و سپس می‌میرد. ناتالیای سیاه‌پوش که چندبار از ناتالیا خواست تا او را به عنوان دوستش بپذیرد، اینکه تنها کسی است که ناتالیا دارد.


این قسمتی که بالا ذکر شده کجای بازی هست من بازی رو تموم کردم ولی این قسمت توش نبود؟؟؟


افسوس که نامه جوانی طی شد
                                                      وان تازه بهار زندگانی دی شد
حالی که ورا نام جوانی گفتند
                                                      معلوم نشد کی آمدو کی شد!

                                                                                                                    حکیم عمر خیام
17-11-2017, 10:49 PM
پاسخ
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 186


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

RE: Natalia Korda
(17-11-2017, 10:49 PM)saman_aryan2012 نوشته:  
پس از ۶ ماه، ناتالیا از کپسول خارج شد و با تعجب به اطرافش نگاه می‌کرد. او نمی‌دانست در کجا است و چگونه وارد این جزیره شده است. در این زمان او یک ناتالیای دیگر را دید که لباسی مشکی رنگ پوشیده بود. ناتالیا از ناتایلیای سیاه‌پوش پرسید که عروسکش لاتی را دیده است؟ این دو سپس تصمیم گرفتند تا در جزیره به دنبال عروسک بگردند. عروسکی که در جای جای جزیره نامه‌ای برای ناتالیا گذاشته بود. ناتالیای سیاه‌پوش توانایی‌های عجیبی داشت و فقط خود ناتالیا او را می‌دید. ناتالیای سیاه‌پوش توانایی مشاهده و درک B.O.Wها را داشت و پیش از رسیدن این هیولاها، ناتالیا را مطلع می‌کرد. این دو بدون آنکه توسط هیولاها دیده شوند خود را به ساحل می‌رسانند و عروسک را پیدا می‌کنند. در این زمان عروسک با ناتالیا رفتاری تند انجام می‌دهد و سپس می‌میرد. ناتالیای سیاه‌پوش که چندبار از ناتالیا خواست تا او را به عنوان دوستش بپذیرد، اینکه تنها کسی است که ناتالیا دارد.


این قسمتی که بالا ذکر شده کجای بازی هست من بازی رو تموم کردم ولی این قسمت توش نبود؟؟؟

سلام.
این بخش مال دی ال سی Little Miss هستش.


[عکس: Terrasave.jpg]
19-11-2017, 04:41 AM
پاسخ
 تشکر دریافتی: saman_aryan2012





کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.