انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • مشکل ثبت نام برطرف شد - لطفا کش مرورگر خود را خالی کنید

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
Barry Burton
نویسنده پیام
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

[عکس: b68e0624262438a37f96676095832504.jpg]


اطلاعات شخصی

تولد:1960

ملیت:آمریکایی

فعالیت:افسر نیروی هوایی آمریکا (در گذشته)
عضو تیم آلفای گروه استارز (در گذشته)
فعال ضد آمبرلا (در گذشته)
مشاور در BSAA (کنونی)

وضعیت:زنده

اطلاعات فیزیکی

جنسیت:مرد

گروه خون:A

قد:186 س.م

وزن:89.3 ک.گ

اطلاعات در بازی

اولین حضور:رزیدنت اویل

آخرین حضور رزیدنت اویل: مکاشفات ۲

صداگذارها Barry Gjerde (RE)
اد امرسون (RE:Remake)
جیمسون کی. پرایس (RE5)
مایکل مک‌کوناهی (RE:REV2)


بری بارتون (انگلیسی: Barry Burton) یکی از شخصیت‌های سری بازی‌های رزیدنت اویل است. بری برای اولین بار در بازی نخست این سری در قالب یک شخصیت حاشیه‌ای حضور داشت. او عضو سابق گروه پلیسی S.T.A.R.S است و از دوستان کریس ردفیلد می‌باشد. او اکنون به عنوان مشاور در سازمان BSAA فعالیت می‌کند.

معرفی

بری بارتون در سال 1960 متولد شد. او در آینده و تا قبل از 1998، به عنوان یک خلبان در نیروی هوایی فعالیت می‌کرد. او و کریس در این زمان در یک دسته مشغول خدمت بودند، دوستی این دو نیز از همینجا شروع شد. بری پس از مدتی نیروی هوایی را ترک کرد و در اداره پلیس شهر راکون، به عضویت گروه S.T.A.R.S درآمد. این گروه پلیسی، شامل زبده‌ترین افسران پلیس بود که توسط آلبرت وسکر فرماندهی می‌شد. وسکر گروه استارز را به دو دسته آلفا و براوو تقسیم کرد. بری در دسته اصلی آلفا قرار گرفت و پست اسلحه‌دار و پشتیبانی دسته را برعهده گرفت. بری دارای یک همسر به نام کتی و دو دختر به نام‌های مویرا و پالی است. پس از خروج کریس از نیروی هوایی، بری با او صحبت کرد تا او نیز وارد نیروی پلیس شهر راکون شود.
بری در شهر راکون با رابرت کندو، صاحب یک فروشگاه اسلحه‌سازی دوست بود و به او پیشنهاد ساخت اسلحه‌هایی مخصوص گروه استارز را داد. سلاح کمری که با نام Samurai Edge مخصوص این گروه ساخته شد.


عمارت اسپنسر

پس از وقایع کوهستان آرکلی، که در آن تیم براوو پس از مدتی ارتباطشان با دفتر استارز قطع شد، تیم آلفا به این کوهستان اعزام شد تا پیرامون مفقود شدن تیم براوو تحقیق کند. اما آن‌ها نیز به زودی دچار سرنوشت تیم براوو شدند. سگ‌های زامبی به آن‌ها حمله کردند و افراد باقیمانده تیم آلفا هریک از آن محل فرار کردند. بری در سناریو کریس در بازی رزیدنت اویل 1، درحالی که همراه با سایرین درحال فرار بود ولی کریس، جیل و وسکر او را در عمارت ندیدند و گمان کردند که او مفقود شده است. اما در پایان بازی او خود را به هلی‌کوپتر می‌رساند و موفق به فرار از عمارت می‌شود. بری در سناریو جیل ولنتاین، نقش بسیار مهم‌تری دارد. او در مواقع حساس به کمک جیل می‌آید و او را یاری می‌دهد. با این وجود در میانه‌های بازی، وسکر او را دور از چشم دیگران تهدید می‌کند. وسکر از بری می‌خواهد که او را در انجام نقشه‌هایش یاری دهد،درغیر این صورت، خانواده او بهای این را می‌پردازند. از این قسمت به بعد، چند مرتبه بری به جیل خیانت می‌کند. بازیباز در این قسمت می‌تواند انتخاب کند که چه سرنوشتی برای بری رقم بخورد؛ بخشیده شود یا کشته شود. روند داستانی اصلی بازی به شکلی است که بری در نهایت زنده می‌ماند و دلیل خیانتش را به جیل می‌گوید. او در ادامه با جیل همراه می‌شود و وسکر را مغلوب می‌کند. او تحت هر شرایطی، یکی از بازماندگان حوادث کوهستان آرکلی است.


بحران شهر راکون

در جریان همه‌گیری ویروس T در شهر راکون، بری بارتون در این شهر حضور نداشت. او پس از وقایع عمارت اسپنسر در کوهستان آرکلی، اولین کاری که انجام داد این بود که خانواده‌اش را به خارج از شهر راکون و دور از دست وسکر انتقال دهد. زمانی که او به شهر راکون برگشت، این شهر در آستانه برخورد بمب هسته‌ای قرار داشت و همچنین مصادف بود با فرار جیل ولنتاین از شهر. او از طریق کارلوس اولیویرا متوجه شد که آنها درحال فرار هستند و نیاز به کمک دارند. به همین منظور بری با هلی‌کوپتر به محل مورد نظر رفت و جیل و کارلوس را قبل از برخورد بمب از شهر خارج کرد.

پس از مدتی، بری بارتون به عنوان مشاور در سازمان BSAA استخدام شد. این سازمان، سازمانی نظامی بود که بعدها زیرنظر سازمان ملل قرار گرفت و جیل و کریس نیز به آن پیوستند. وظیفه این سازمان، مقابله با هرگونه اشاعه حملات بیولوژیکی و ویروسی بود.


حمله به تراسیو

در سال 2011، دخترش به همراه دیگر اعضای سازمان TerraSave ازجمله کلر ردفیلد در مقر اصلی این سازمان مورد حمله قرار گرفته و سپس ربوده شدند. بری پس از 6 ماه جستجو کلیر را پیدا کرد؛ زمانی که او به شدت مجروح شده بود. بنابراین او را به بیمارستان رساند و درهمانجا متوجه شد که دخترش نتوانسته از جزیره فرار کند و کلیر نیز فکر می‌کرد او مرده است. بری با این وجود نامید نبود و به جزیره رفت. بری در همان بدو ورود، ناتالیا کوردا را می‌بیند. این دختربچه کاملا بهت‌زده و عجیب رفتار می‌کند و به بری می‌گوید که چیزی به خاطر نمی‌آورد. بری نیز می‌پذیرد که درجریان جستجوی جزیره برای یافتن مویرا، ناتالیا نیز همراهش باشد. این دو ابتدا به سمت برج رادیو می‌روند، جایی که شش ماه قبل مویرا از آنجا پیغام کمک فرستاده بود. ناتالیا پس از شنیدن نام مویرا دچار سرگیجه می‌شود و سپس او نیز به بری می‌گوید که مویرا مرده است. بری که دچار شوک شده بود از او می‌خواهد بیشتر توضیح دهد. ناتالیا می‌گوید که درگذشته او با مویرا و کلیر همراه بود ولی در مقابل ورودی برج توسط یک "مرد خوب" به جای دیگری منتقل شد. پس از این ناتالیا و بری به سمت ورودی برج جزیره حرکت کردند. ین دو در جریان جستجو عکس مشترک آلکس و سکر و آلبرت وسکر را دیدند. ناتالیا گفت که این زن را می‌شناسد و نامش آلکس وسکر است. سپس یک هیولا با حالتی زنانه از پشت آن‌ها ظاهر شد و به بری حمله کرد. او سپس به ناتالیا اشاره کرد و گفت که سرانجام او را پیدا کرده است. آلکس در فرم جهش یافته درنهایت نقاب خود را برمی‌دارد و توسط ناتالیا شناسایی می‌شود. بری در این زمان از او می‌پرسد که مویرا کجاست؟ آلکس می‌گوید که مویرا را همراه با دیگراه در داخل کوه به خاک سپرده است و اکنون می‌خواهد ناتالیا را بکشد زیرا از او می‌ترسد. بری در این زمان با چند شلیک به سقف، باعث ریزش سنگ‌ها می‌شود و با ناتالیا از آنجا فرار می‌کند. پس از این اتفاق ناتالیا زخمی می‌شود و نمی‌تواند حرکت کند، بنابراین او را روی دوش خود می‌گذارد و با نامیدی می‌گوید گرچه نتوانست به مویرا کمک کند اما به ناتالیا همچون دختر خودش کمک می‌کند تا از جزیره خارج شود.

بری و ناتالیا یک بار دیگر در محوطه معدن جزیره با آلکس جهش یافته مواجه می شوند. آلکس در این زمان بری را به کناری پرت می‌کند و ناتالیا را از زمین بلند می‌کند. او قصد کشتن وی را داشت ولی ناتالیا تحت فشار این هیولا کشته نشد و چشمانش را باز کرد. آلکس پس از مشاهده چشم‌های ناتالیا به شدت وحشت می‌کند و پس از رها کردن ناتالیا از آنجا فرار می‌کند.

پس از فرار آلکس، ناتالیا و بری دوباره با یکدیگر همراه می‌شوند و به سمت اعماق معدن حرکت می‌کنند. پس از طی کردن مسافتی زیاد و رفتن به اعماق زمین، این دو وارد یک عمارت بزرگ می‌شوند؛ جایی که آلکس در آن حضور داشت. این دو درنهایت آلکس را مشاهده می‌کنند و مجبور به مبارزه می‌شوند. مبارزه‌ای که به دو شکل متفاوت ممکن است به پایان برسد. در پایان بد و نامعتبر: (در صورتی که کلیر نیل را که به هیولا تبدیل شده بود بکشد و مویرا بر ترس خود از سلاح گرم غلبه نکند) آلکس جهش یافته پس از اینکه از بری شکست خورد، ناتالیا را بلند کرده و مشاهده می‌کند که در او متولد شده است. او سپس می‌میرد و ناتالیا از جا برمی‌خیزد. بری از ناتالیا می‌پرسد که او چه کسی است؟ و ناتالیا می‌گوید که می‌توانی من را آلکس صدا کنید! پس از این ناتالیا بری را رها می‌کند تا بمیرد. در پایان متعارف و خوب (که مویرا سلاح کلیر را برداشته، به ترس خود از سلاح گرم پایان داده و برای نجات کلیر، نیل را می‌کشد) مویرا پدرش و ناتالیا را درحال مبارزه با آلکس مشاهده می‌کند و به سمت آلکس تیراندازی می‌کند. بری و ناتالیا که متوجه می‌شوند آلکس درحال جهش بیشتر است، از آنجا فرار می‌کنند و در کنار یک صخره پناه می‌گیرند. در این زمان کلیر نیز با هلی‌کوپتر خود را به انتهای داستان رسانده و به آلکس تیراندازی می‌کنند. این مبارزه ادامه می‌یابد تا اینکه آلکس توسط شلیک یک راکت کشته می‌شود.

دو سال بعد، درحالی که ناتالیا توسط بری به فرزندی پذیرفته شده است، درحال مطالعه کتاب پندهای سورائو نمایش داده می‌شود و اینکه خودآگاهی آلکس به بدن او منتقل شده است.
06-07-2017, 11:07 AM
پاسخ
 تشکر دریافتی: abolfazl , A.Lopez
ناظم انجمن
*****
ناظم انجمن

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 330
تاریخ عضویت: Jan 2017
اعتبار: 45

تشکرها: 313
تشکر دریافتی: 220


مدال های دریافتی
مدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

Barry Burton
[عکس: barry_burton_resident_evil_revelations_2.png]
 
Barry Burton از اعضای S.T.A.R.S و مسئول پشتیبانی تیم Alpha بود. او همچنین مسئول تامین سلاح همکاران خود در این گروه نیز بود. 

Biography

قبل از سال 1998 Barry از خلبانان نیروی هوایی ایالات متحده ی آمریکا در همان واحدی که Chris Redfield در آن خدمت می کرد، بود. به همین دلیل آنها دوستان خوبی برای یکدیگر بودند. بعد ها او نیروی هوایی را ترک کرد و به گروه تازه کار S.T.A.R.S پیوست که او را به خاطر دانش وسیعش در مورد سلاح های جنگی استخدام کرد. پس از مدتی Chris نیز از نیروی هوایی استعفا داد. Barry با وی ملاقات کرد و پیشنهاد داد تا به S.T.A.R.S ملحق شود. 

Barry همسری دوست داشتنی به نام Kathy و دو دختر به نام های Moira و Polly داشت. 

Barry اعضای انجمن ملی اسلحه را هم می شناخت. زمانی که او برای پیوستن به S.T.A.R.S وارد شهر Raccoon شد با Robert Kendo ، صاحب اسلحه فروشیِ آن شهر ، رابطه ی دوستانه برقرار کرد. آنها دوستان صمیمی شدند و گاهی برای ماهیگیری به شهر Stoneville واقع در نزدیکی شهر Raccoon می رفتند. با توجه به رابطه ی دوستی آن دو ، Barry از برادر Robert یعنی Joe خواست تا مهمات گروه S.T.A.R.S مثل سلاح کمری را به Samurai Edge تغییر دهد. Joe گلوله های سلاح Barry را نیز به کالیبر 40 S&W مخصوص تغییر داد. 

The Mansion Incident

پس از رویارویی با Cerberus ها Barry به همراه هم تیمی هایش در گروه آلفای S.T.A.R.S یعنی Chris Redfield ، Albert Wesker و Jill Valentine موفق شدند به داخل عمارت Spencer فرار کنند. پس از آن ، او به جیل برای غلبه کردن به تله ها و دشمنان درون عمارت کمک کرد. با این حال Albert Wesker که در واقع جاسوس کمپانی Umbrella بود ، از Barry با تهدید او و اینکه خانواده ی وی را خواهد کشت ، برای رسیدن به خواسته ی خود استفاده کرد. Barry تمام شواهدی که علیه Wesker بود را از بین برد و Jill را نیز با هیولا ( لیزا تروور ) تنها گذاشت و او را به تله انداخت. Barry به خاطر حفظ جان Jill این کار را با او کرد. چرا که Albert Wesker انریکو مارینی را که یکی دیگر از اعضای S.T.A.R.S بود ، به قتل رساند. 

زمانی که در آزمایشگاه بودند نیز Wesker کنترلش را بر روی Barry نشان داد و به او گفت تا روی Jill اسلحه بکشد اما پس از اینکه مشخص شد تهدید Wesker در مورد خانواده ی او دروغی بیش نبود ، Barry اسلحه اش را سمت وسکر گرفت و او را مورد هدف قرار داد. 

Jill ، Barry ، Wesker ، Chris و Rebecca Chambers همگی از بازماندگان حادثه ی عمارت بودند و توانستند از آنجا خارج شوند. " Barry و Jill در واقعه ی عمارت Spencer "
Raccoon City

بلافاصله پس از حادثه ی عمارت Barry خانواده ی خود را به کانادا برد تا از خطرات احتمالی کمپانی Umbrella در امان باشند. سپس آنها را ترک کرد و بار دیگر برای انجام عملیات ضد Umbrella به Chris و Jill پیوست. او طی شیوع ویروس تی و مواجه شدن شهر با نابودی ، هلیکوپتری غیر نظامی را برداشت و به محلی که Jill در آنجا بود رفت تا او را از شهر خارج کند. Barry توانست با یکی از سربازان تیم U.B.C.S ، کارلوس اولیویرا (کسی که در هنگام هرج و مرج به Jill کمک کرد) تماس برقرار کند و به موقع از مکان Jill با خبر شود و هر دوی آنها را قبل از برخورد موشک برای نابودی شهر نجات دهد. پس از آن Jill و Barry در ماموریت های پنهانی اقدام به فعالیت هایی ضد شرکت Umbrella کردند تا نهایتا این شرکت توسط ایالات متحده تعطیل شد.

پس از این قضایا ، Barry متوجه شد که Moira هنگام بازی با خواهرش Polly در خانه ، اشتباها به او شلیک کرد. این اتفاق نتیجه ای جز کم رنگ شدن رابطه ی Barry با Moira نداشت." Barry در Resident Evil 3 "
Sushestvovanie Island Incident

در حدود اواخر سال 2009 ، پس از حادثه ی Kijuju بار دیگر Chris و Barry با یکدیگر ملاقات کردند. Chris از Barry خواست تا به تیم B.S.A.A بپیوندد شود. در نهایت Barry کارش را در این سازمان به عنوان مشاور مهارت های رزمی ، شروع کرد و در کنار کریس آموزش سربازان نسل جوان این سازمان را بر عهده گرفت تا آینده ی آن را بسازد.
Barry با خواهر کوچک تر Claire Chris هم طی ملاقات با او هنگام دوستی اش با دختر بزرگش Moira رابطه ی دوستانه برقرار کرد و این چنین مربی خواهر و برادر Redfield شد.
در سال 2011 Moira خواست به TerraSave بپیوندد ولی Barry با او مخالفت کرد. به هر حال او به این سازمان ملحق و نهایتا توسط گروهی ربوده شد.
پس از این حادثه ، Barry موفق به نجات Claire شد و فهمید که او و دخترش را ربوده بودند و به جزیره ای فرستادند. Barry این اطلاعات را موقعی که Claire را به بیمارستان می بردند ، فهمید. زمانی که سعی می کرد Claire را بیدار کند. در این لحظهClaire چشمانش را باز کرد و Barry پرسید که چه بلایی سر Moira آمده است. Claire بخاطر اتفاقی که برای Moira افتاده بود عذرخواهی کرد و پس از آن توسط پزشکان به بخش مراقبت های ویژه منتقل شد. Barry از اینکه فهمید چه بلایی سر دخترش آمد ناراحت شد.
Barry مرگ Moira را پذیرفت ولی تلاش کرد تا برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر به جزیره برود
شش ماه بعد ، او توانست سیگنالی را که Moira ارسال کرده بود ، بیابد و بر این باور بود که Moira آن را اخیرا ارسال کرده است و قدردان این بود که موفق به تعیین مختصات جزیره شد. وقتی به جزیره رسید ، دختری به نام Natalia را ملاقات کرد. Barry از او خواست در پشت قایق مخفی شود تا او باز گردد اما Natalia با اصرار خواست همراهش برود. Barry چاره ای جز بردن Natalia نداشت. او زود فهمید که Natalia قدرتی خاص دارد که توسط آن می تواند جای دشمنان را تشخیص دهد و به Barry در تحقیقاتش کمک کند.
زمانی که به برج رادیویی رسیدند ، Barry صدای Moira و Claire را از برج رادیویی شنید که در حدود شش ماه پیش می گفتند به سمت Wossek می روند. چیزی که Barry را بیشتر از این شوکه کرد ، حرف Natalia بود. او در حالی که سردرد شدیدی داشت گفت که Moiraمرده است.
Natalia به Barry برجی را نشان داد که Moira و Claire شش ماه قبل به آنجا رفته بودند. در این بین ، Natalia به او گفت که در حادثه ی Terragrigia حضور داشت. این زمانی بود که مادر و پدر خود را از دست داد و توسط Neil Fisher ، عضو ارشد TerraSave نجات پیدا کرده بود. Barry بعدها جسد یکی از اعضای TerraSave به نام Edward Thompson را یافت و به جنگ با عضو دیگر Pedro Fernandez ، TerraSave ، که جهش یافته بود و Moira و Claire پیش از این با وی رو به رو شده بودند پرداخت. در این لحظه او به یاد آورد که خطرات ناشی از جنگ و مقابله با بیوترورسیم را به Moira گوشزد کرده بود.
آنها به برج نیمه ویران رسیدند. درون اتاق پر از شمع و نقاشی بود و در میان اشیا درون اتاق ، عکسی از Albert Wesker کنار یک زن دیدند. Natalia با نگاه به آن عکس ترسید و آن زن را به عنوان Alex Wesker شناخت. Barry از شنیدن نام وی شوکه شد اما پیش از این که چیزی از Natalia بپرسد ، صدای خنده ی زنی شنیده شد که شنل و چهره ی عجیبی داشت. او به آن دو نزدیک شد و به Natalia اشاره کرد." Barry در جزیره "
Wesker's Legacy

آن هیولا خود را Alex Wesker معرفی می کند. طی مکالمه ای کوتاه Alex می گفت Moira را کشته است. Alex Revenant هایی را فراخواند تا Natalia را بکشند ، Barry با شلیک کردن به نقاط ضعیف ساختمان ها و ریختن آوار بر سر Revenantها از Natalia دفاع می کرد.
وقتی دیگر دلیلی برای جست و جوی Moira نبود , Barry هدفش را به سالم خارج کردن Natalia از جزیره تغییر داد.
در راهشان به فاضلاب ، جسد Evgeny Rebic را در خانه اش در فاضلاب که Claire و Moira 6 ماه قبل با آن مواجه شده بودند پیدا کردند. موبایل Moira با یک صدای ضبط شده 6 ماه قبل ضبط کرده بود در نزدیکی محل است. Barry با دانستن این که Alex به دخترش صدمه زده با عصبانیت دستانش را مشت کرد و تصمیم گرفت از Natalia در مقابل Alex محافظت کند.
Barry سفر خود در جزیره را ادامه می دهد ، غافل از این که Alex در طول راه در کمین آنهاست.
Alex با یک حمله ی غالفگیر کننده Barry را به تله انداخت و Natalia را دستگیر کرد.
این که چه اتفاقی برای Alex افتاد و چرا بدون Natalia فرار کرده هنوز یک راز مانده است

Destroying the Bloodline

Barry دوباره هوشیاری خود را به دست می آورد و دوباره به Natalia می پیوندد.
Barry و Natalia برای انتقام مرگ Moira ، سر از آزمایشگاه مخفی Alex واقع در اعماق معدن جزیره در می آورند.
وقتی آنها بیشتر به اعماق می روند ، Alex شروع به سرزنش کردن Natalia می کند تا او را دلسر کند.
Alex حتی با پاره کردن عروسک Natalia به کارش ادامه می دهد و آن را میخ می زند تا Natalia آن را ببیند.
وقتی در آزمایشگاه با او رو به رو شدند ، Barry فهمید Alex قبلا ویروس Uroboros را به خود تزریق کرده.
Barry با Alex می جنگد تا از Natalia محافظت کند تا Alex از حال می رود.
اما Alex در حقیقت خود را به مردن زده بود.
Alex فورا به هوش می آید و بی درنگ به او ضربه می زند و Natalia را می رباید.
قبل از این که Barry به تواند کاری کند ، Moira می آید و از Hand Gun خود برای گیج کردن Alex استفاده می کند و Natalia را قبل از له شدن نجات می دهد.
دیدار Barry و دخترش مدت زیادی طول نکشید.
Alex از شاخک هایش استفاده می کند تا دوباره جهش پیدا کند. Alex آنها را وادار می کند که به طرف تخته سنگ های ساحل بروند. در ابتدا به نظر می رسید که همه چیز تمام شده تا این که Claire Redfield با یک هلیکوپتر می آید.

Post Sushestvovanie

در 2013 ، دو سال بعد از آن اتفاقات ، Barry سعی می کند که پدر خوبی برای فرزندانش باشد.
در خانه ی Barry در کانادا ، Barry مشغول آماده شدن قبل از آمدن Claire است.
Barry در حالی که تلویزیون خبر یک حمله ی بیوتروریسم که مقصر آن Neo Umbrella بود را پخش می کرد ، از Polly جای ژاکتش را می پرسد

Personality and Relationship

Barry اهمیت زیادی برای خانواده اش قائل است به طوری که هنگامی که آن ها مورد تهدید قرار گرفتند برای حفاظت از آنها حتی به دوستان خود خیانت کرد . او همیشه یک عکس از خانواده اش را همراه خود دارد . اما بعدها رابطه اش با دخترش Moira خراب شد. بعدها معلوم می شود که رابطه آنها بر سر اتفاقی که وقتی Moira بچه بود بین او و Polly اتفاق افتاده خراب شد که طی آن Moira با یکی از اسلحه های Barry که در قفسه اش بود به طور اتفاقی به خواهر خود شلیک می کند و Moira Barry را با عصبانیت مورد سرزنش می کند. بعد از نجات Polly , او و Moira بود که رابطه اشان خراب شد.
Barry با هم تیمی های قدیمی اش Chris و Jill دوستی نزدیکی دارد. او ضربه ی سختی از مرگ ظاهری Jill در طی نبردی که با Wesker در ملک Spencer داشت خورد وقتی فهمید Chris او را در آفریقا پیدا کرده خوش حال شد. 
بعدها در Revelations 2 او با خواهر کوچک تر Claire Chris دوست شد . که دوست صمیمی دخترش Moira است. Barry هم مثل Chris از Albert Wesker متنفر است طوری که هر کسی با نام Wesker را یک تروریست می خواند. همان طوری که Natalia هویت واقعی Alex Wesker را برای او فاش می کند.


RESIDENT EVIL
10-03-2019, 05:15 PM
پاسخ
 تشکر دریافتی: saman_aryan2012



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  Moira Burton Winter 3 2,249 17-11-2018, 07:29 PM
آخرین ارسال: A.Lopez



کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان و 2 کاربر مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.