انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • مشکل ثبت نام برطرف شد - لطفا کش مرورگر خود را خالی کنید

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
Evelin
نویسنده پیام
کاربر ویژه
****
کاربر ویژه

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 398
تاریخ عضویت: Feb 2017
اعتبار: 36

تشکرها: 38
تشکر دریافتی: 196


مدال های دریافتی
مدال نویسنده برترمدال برنده مسابقات اهریمن ساکن

[عکس: sml_gallery_1_5_8599.jpg]


 اِوِلین (انگلیسی: Eveline) یا به اختصار ایوی (Eve) یک انسان «دستکاری ژنتیکی شده» از دوره تشکیل جنین در بدن مادر بوده است. این جنین دختر، از نظر ژنیکی و به عنوان بخشی از برنامه توسعه سلاح‌های بیولوژیکی تغییراتی را در DNA خود تجربه کرده تا پس از تولد به عنوان یک اسلحه مرگبار مورد بهره‌برداری قرار گیرد. در جریان این آزمایش‌ها که توسط «یک شرکت مرموز» و شناسایی نشده صورت گرفته، به خاطر ترکیب نوعی باکتری ناهنجار در رشته‌های ژنوم، دختر بچه قادر بود تا «ذهن افرادی که با او در تماس قرار می‌گرفتند را کنترل کند». اِوِلین درواقع اولین نمونه موفق از سلاح‌های بیولوژیکی تایپ E بوده و یکی از ضد قهرمان‌های اصلی و نهایی بازی رزیدنت اویل 7: بایوهازارد است.

معرفی

اِوِلین در سال ۲۰۱۴ و با روش دستکاری ژنتیکی در دوره پیش از تشکیل جنین متولد شد. این دختر در کنار دیگر جنین‌هایی ساخته شده بود که به عنوان «سلاح‌های بیولوژیکی نوع E» شناخته می‌شدند. ایوی در حقیقت اولین و تنها نمونه موفق از نمونه‌های سری E بود که توسط «شرکتی با هویت نامشخص» (به احتمال زیاد شرکت تنتسو) ساخته می‌شد. هدف از ساخت این دختر به عنوان سلاح بیو ارگانیک، نابود کردن دشمن از راه دور بود و جنین پس از تولد، «با روش‌های مصنوعی» بزرگ شد تا به سن یک دختر عادی ۱۰ ساله برسد. تولد او، این موضوع را ثابت کرد که سلاح‌های سنتی بیو ارگانیک نظیر «ویروس‌ها» و «انگل‌ها»، که با هزینه‌های زیاد و درنهایت آسیب رسانی خارج از کنترل همراه بوده‌اند به سلاح‌های منسوخ تبدیل شدند. اینک با استفاده از سلاح‌های بیو ارگانیک «نوع E»، دارنده قادر بود تا با روش کنترل ذهن نیروهای دشمن جنگ را خاتمه دهد. با این حال برخی گروه‌های مزدور مانند «آمبرلا کورپس» در تدارک پیدا کردن موقعیت آزمایشگاه‌ها خط تولید سلاح‌های E و نابود کردن آن‌ها بودند. با توجه به شرایط، شرکت تصمیم گرفت تا ایوی را مخفی کند و آن‌ها در اکتبر ۲۰۱۴، دختربچه را همراه با دو مامور میدانی خود به نام میا وینترز و آلن به یک کشتی باری به مقصد آمریکای مرکزی فرستادند.
میا و آلن، در حقیقت نقش والدین دختربچه را به عنوان یک خانواده سه نفره در این کشتی بازی می‌کردند تا پس از رسیدن به مقصد، اولین را به آزمایشگاه دوم منتقل کنند. گرچه اولین در محیط آزمایشگاهی نیز به سرپرست قبلی خود «مادر» می‌گفت اما حقیقت این بود که او بدون پدر و مادر متولد شده بود و بدون آنکه بداند، درگیر نوعی بی هویتی بود. همراهی میا و آلن در این کشتی با او، «به عنوان پدر و مادر»، باعث شد تا دختربچه به سرعت میا وینترز را به عنوان مادر حقیقی‌اش بشناسد. در ۵ اکتبر، کشتی که در حال عبور از رودخانه (به احتمال زیاد رودخانه می‌سی‌سی‌پی) گرفتار طوفانی شدید شده و متوقف شد. این طوفان و توقف ناگهانی، به سرعت ایوی را دچار وضعیتی ناپایدار کرد و با شروع «استفراغ»، آلن به باکتری خارج شده مبتلا شد. این استفراغ غیر عادی ادامه داشت و به زودی بسیاری از خدمه کشتی را به خودش آلوده کرد. ایوی که خود را آزاد می‌دید و دیگر به هیچ وجه تمایلی نداشت تا به محیط آزمایشگاهی برگردد، تصمیم به فرار گرفته بود. ایوی به همین ترتیب و در حین فرار، قربانیان بیشتری را در اطراف خود ایجاد می‌کرد و تلاش میا وینترز برای رسیدن و دستگیر کردن او نیز از چشم ایوی، «مانند یک بازی کودکانه» بود. ایوی در ادامه آلن را پس از اینکه او را «یک عوضی» خطاب کرد مجازات و از طریق کنترل ذهنی که بواسطه باکتری ایجاد کرده بود کشت. او میا را نیز به باکتری مبتلا کرد ولی از آنجایی که او را مانند مادرش می‌دید نکشت. مدتی بعد و با منفجر شدن کشتی، میا و ایوی هر دو به رودخانه افتاده و چند روز بعد توسط خانواده بیکر نجات پیدا کردند.
با توجه به بی‌هوش بودن میا، خانواده بیکر هیچ راهی برای فهمیدن خطر بزرگی که دختربچه قادر به ایجادش بود نداشتند. آن‌ها اتاق قدیمی لوکاس، پسرشان را به ایوی داده و دخترشان زویی نیز برای ایوی لباس فراهم کرد. با این حال، دختر که شدیدا پریشان بود ابتدا فرار و درنهایت جک و مارگاریت، پدر و مادر لوکاس و زویی را به باکتری آلوده کرد. او در ادامه نیز با قدر کنترل ذهنی که داشت، خانواده بیکرز را قربانی آرزوی خود «برای داشتن یک خانواده» کرد.

حادثه دولوی

در طول سه سال بعدی، ایوی با قدرت کنترل ذهنی خود از ب*****زها استفاده کرد. او لوکاس را مجبور به ربودن بچه‌های بی‌سرپرست و یا توریست‌های منطقه دولوی لوئیزیانا می‌کرد تا وارد خانواده شوند. با این حال آنچه اولین از آن بی‌اطلاع بود، این بود که لوکاس نسبت به باکتری ترشح شده توسط ایوی مصون بود. لوکاس درواقع با کمک «نوعی سرم» که توسط «شرکت با هویت نامشخص» دراختیار او گذاشته شده بود نسبت به قدرت‌های کنترل ذهن ایوی مصون بود. با این حال، او مجبور بود تا وانمود کند که همچنان تحت کنترل ایوی است. جک و مارگاریت اما تا پایان عمرشان تحت کنترل ایوی باقی ماندند و او آن‌ها را مجبور به کشتن همه بچه‌ها و توریست‌هایی می‌کرد که از نظر ایوی، لایق دوستی و حضور به عنوان عضوی از خانواده او را نداشتند. تا سال ۲۰۱۶، طولی نکشید که اکثر مهمانان کشته و وسواس سیری ناپذیر ایوی برای داشتن یک خانواده باعث شد تا جک و مارگاریت تعداد بیشتری از انسان‌ها را بدزدند. با توجه به ربوده شدن تعداد زیادی از توریست‌ها و افراد عادی دیگر، به زودی توجه‌های زیادی به این منطقه جلب گردید. در نیمه دوم سال ۲۰۱۶ بود که تأثیرات روش‌های رشد سریع، باعث شد تا اولین تبدیل به یک پیرزن ۸۰ ساله و «ویلچیر نشین» شود. بیکرزها نیز همچنان تحت کنترل ذهنی ایوی، بی‌رحمانه‌تر و گرسنه‌تر از همیشه برای دزدیدن و کشتن افراد بی‌گناه بودند. آن‌ها گرچه بدون به جا گذاشت اثری از خود ربایش‌ها را انجام می‌دادند ولی رفتارهای خارج از کنترل آن‌ها در آن منطقه روستایی و ییلاقی باعث شده بود تا اعتبارشان مخدوش شود. عمارت-خانه آن‌ها، به خانه شبح زده معروف شده بود و بیکرزها نسبت به هرکسی که بدون اجازه وارد محوطه آن‌ها می‌شدند با تندی برخورد می‌کردند. یکی از قربانیان شناخته شده‌ای که به این خانه رفتند و هرگز برنگشتند، گروه فیلمسازی سور گیتورز بودند.

ورود ایتن وینترز

پس از چند سال تلاش ناموفق برای ایجاد یک خانواده ایده‌آل، اولین که کاملا پیر و رو به مرگ شده بود تصمیم گرفت تا از طریق میا (که همچنان او را به عنوان مادر زنده نگاه داشته بود)، شوهرش ایتن وینترز را به خانه بیکرزها بکشاند. ایوی قصد داشت همان طور که میا را به عنوان مادر انتخاب کرده بود، شوهر میا را نیز به عنوان پدرش انتخاب کند. با این حال پس از ورود ایتن، او که پس از سه سال بی خبری از میا درنهایت او را پیدا کرده بود، تصمیم گرفت تا همراه با میا از خانه خاک گرفته و تباه شده بیکرزها فرار کند. این نقشه، به هیچ وجه توسط ایوی تحمل نمی‌شد و او تصمیم گرفت میا را مجبور به کشتن ایتن کند. میا که کاملا از خود بی‌خود شده و به سمت ایتن حمله ور شده بود، درنهایت توسط ایتن متوقف و کشته شد. ایتن نیز در ادامه توسط جک بیکرز بی‌هوش و همراه با جسد میا به داخل عمارت منتقل شدند.
مدتی بعد، ایتن پس از به هوش آمدن خود را در برابر خانواده بیکرز دید و بدون آنکه در جریان هیچ کدام از ماجراها باشد، اولین نیز «به عنوان یک پیرزن» روی صندلی چرخدار و در کنار او نشسته بود. پس از خروج بیکرزها از اتاق غذاخوری و تلاش ایتن برای فرار از عمارت تو در توی بیکرزها، اولین با صندلی چرخدار خود به آرامی ایتن را دنبال می‌کرد. بدون آگاهی اولین، ایتن با راهنمایی زویی موفق به ساخت یک سرم شد و متوجه شد که میا همچنان [توسط اولین] زنده نگه داشته شده است. با جستجو در عمارت بیکرز و راهنمایی زویی، ایتن متوجه حقایق پشت پرده شد و درنهایت سرم را برای درمان همسرش استفاده کرد. در حین فرار از عمارت، ایتن و میا بار دیگر مورد حمله قرار گرفته و این بار ایتن به اسارت گرفته شد. اولین از طریق قدرت کنترل ذهنی، تلاش کرد تا وقایع منجر به منهدم شدن کشتی را به میا یادآوری و او را متقاعد کند که بار دیگر «مادرش باشد». با این حال میا به او گفت که او هرگز مادرش نبوده و او عضوی از خانواده‌اش نبوده است. به هر شکل، میا ایتن را از اسارت نجات داد و یک بطری حاوی نمونه بافت اولین را به او داد. پس از خروج ایتن از کشتی، میا در کشتی باقی ماند و با توجه به اینکه ایتن او را نجات داده بود، موفق شد تا بر قدرت کنترل ذهن اولین پیروز شود. اولین پس از این همه تمرکز خود را روی ایتن گذاشت اما ایتن نیز درنهایت با کمک بطری نمونه اولین و ساخت ماده E-Necrotoxin، مجددا وارد عمارت بیکرزها شد تا اولین را پیدا کند. حتی با ایجاد توهم‌های شدید از حمله‌های مجدد میا، ایتن بر این بازی‌های کنترل ذهنی پیروز و به اولین رسید. او درنهایت E-Necrotoxin را به دختر تزریق کرد و در اینجا بود که توهم‌ها کنار رفته و او متوجه شد که اولین درواقع همان پیرزن روی ویلچر بوده است.
با توجه به از دست رفتن قدرت‌های کنترل ذهنی، اولین درنهایت با خود واقعی خود مواجه شد و شروع به گریستن کرد؛ اینکه «چرا هیچ کس او را دوست ندارد». پس از این، بدن او منهدم و ترشحات او با تمامی مواد ترشح شده قبلی در عمارت ترکیب شد. به این ترتیب، ایوی به هیولای غول‌پیکری تبپیل شد که از عمارت بیکرزها بیرون زد و ایتن را به مبارزه مجبور کرد. با این حال تلاش او از طریق مبارزه نیز ناکام بود و ایتن درنهایت با کمک نیروهای «آمبرلا کورپس» این هیولا را از بین برد. پس از مرگ، توده باکترایی عظیم تشکیل دهنده بدن ایوی به آهک تبدیل و خیلی زود نیز متلاشی شد.


[عکس: Terrasave.jpg]
06-07-2017, 12:09 PM
پاسخ
 تشکر دریافتی: abolfazl





کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان و 2 کاربر مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.