انجمن فارسی شیطان مقیم , رزیدنت اویل , دانلود بازی Resident Evil
  • بزودی امکانات جدیدی به انجمن اضافه خواهد شد

  • لطفا قبل از فعالیت در انجمن اقدام به ثبت نام کنید تا تمامی امکانات قابل نمایش شود

  • تنها انجمن رسمی سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن - Resident Evil

  • انجمن فارسی شیطان مقیم هیچگونه کانال تلگرامی ندارد و نخواهد داشت - تمام فعالیت ها در انجمن می باشد


 
امتیاز دهید
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مقاله کامل معرفی jil valentine
نویسنده پیام
کاربر مفید
***
کاربر مفید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 63
تاریخ عضویت: May 2017
اعتبار: 6

تشکرها: 92
تشکر دریافتی: 56


مدال های دریافتی
مدال برنده مسابقات اهریمن ساکنمدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

مقاله کامل معرفی jil valentine
اطلاعات فردی

نام : جیل ولنتاین (Jill Valentine)
تولد : سال 1974 میلادی
نژاد/ملیت : سفید پوست/ ژاپنی- فرانسوی
شغل : عضو B.S.A.A
وضعیت : زنده

جنسیت : زن
گروه خونی : B
قد : 172 سانتی متر
وزن : 56 کیلوگرم

اولین حضور : Resident Evil

صداپیشه ( ها ):

Catherine Disher در (RE3, MvC2)
Heidi Anderson در (REmake)
Kathleen Barr در (Under the Skin)
Tara Platt در (PACHI-SLOT)
Patricia Ja Lee در (UC, RE5, RE The Mercenaries 3D)
Michelle Ruff در (Rev, ORC, Rev2)
Kari Wahlgren در (MvC3 Eng)
Atsuko Yuya در (MvC3 Jpn)
[عکس: dd9e8295f2a6c07cde36ed3ca971be18.jpg]

_________________________________________________________________________________________________
"وسکر... تو خیلی رقت انگیزی! "

از بین شخصیت های رزیدنت ایول، کمتر کسی را میبینیم که رنج های زیادی را تحمل کرده و در برابر همه ی آنها از خود مقاومتی بی نظیر نشان داده است.
جیل ولنتاین یکی از شخصیت های اصلی ، و اولین شخصیت زن قهرمان در سری های رزیدنت ایول است. پدر او فرانسوی بوده و مادر او نیز از مهاجرین ژاپنی به حساب می آید.گفته میشود که او دختر " ادوارد ولنتیان " ، همان دزد معروف است و در دزدی ها و باز کردن قفل ها با سنجاق ، به پدرش کمک میکرده. بهرحال او از دزدی پشیمان شده و تصمیم گرفت تا مهارت های خود را در راه های خوب بکار بگیرد و لذا وارد اداره ی پلیس شد. او در جوانی به آمریکا رفته و آموزش های ویژه ی نظامی ، و مهارت های ویژه ی خود را در سن 23 سالگی تمام کرد. به علت مهارت بالای او در زمینه ی اطلاعات، او به استخدام واحد ویژه ی پلیس شهر راکون - S.T.A.R.S - درآمد .
همه ی طرفداران رزیدنت ایول این شخصیت را میشناسند و به علت قابلیت هایش ، بیشتر بازیبازان ، گیم پلی رزیدنت ایول 1 را با این شخصیت شروع کرده ، و میتوان گفت که او از پرطرفدار ترین شخصیت های رزیدنت ایول به حساب می آید.
رسانه های مختلف مربوط به بازیهای رایانه ای از جیل ولنتاین به نیکی یاد کرده ، و میگویند که " ما همیشه جیل ولنتاین را به خاطر خواهیم داشت."
درحال حاضر او یکی از یازده بنیان گذار و یکی از کارکنان محبوب واحد ضد بیوتروریست سازمان ملل - B.S.A.A - بوده وهمچنان در آنجا کار میکند.
_____________________________________________________________________________________________
فهرستی از بازیهایی که جیل ولنتاین در آن حضور دارد:

Resident Evil
Resident Evil 3 - Nemesis
Resident Evil Remake
Resident Evil : Umbrella Chronicles
Resident Evil 5
Resident Evil 5 :Gold Edition
Resident Evil : Mercenaries 3D
Resident Evil : Rev1
Resident Evil : Operation Raccoon City
14-07-2017, 03:23 PM
پاسخ
کاربر مفید
***
کاربر مفید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 63
تاریخ عضویت: May 2017
اعتبار: 6

تشکرها: 92
تشکر دریافتی: 56


مدال های دریافتی
مدال برنده مسابقات اهریمن ساکنمدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

RE: مقاله کامل معرفی jil valentine
مقدمه

در میان شخصیت های نجات یافته مثبت ، Jill دشوار ترین لحظات را گذرانده است. نه تنها در حادثه Raccoon City توسط Nemesis به ویروسT آلوده شد. بلکه در ماموریت بازداشت موسس آمبرلا Ozwell E. Spencer در سال 2006 که به بدترین وجه ممکن اشتباه پیش رفت نیز مرده اعلام شد


زندگی نامه
Jill در سال 1974 متولد شد. پدرش فرانسوی و مادرش اصلیت ژاپنی داشت. وی پس از آشنایی با سربازی به نام Forest Speyerبه ارتش آمریکا ملحق شد. وی به برنامه آموزش ویژه ارتش دسته یکم نیروهای ویژه عملیاتی – دلتا که تحت نام نیروی دلتا شناخته میشد و واحد امنیتی ضد تروریسم ملی بود ملحق گرید. وی در مرکزی نیروی عملیاتی ویژه در Fort Bragg ، کارولینای شمالی آموزش دید و بالاترین نمرات را در استفاده از تسلیحات انفجاری را با نمره 19 آلفا کسب کرد. وی همچنین می تواند 60 نوع قفل مختلف را باز کند. این تجربیات او را به تنها زنی در جهان تبدیل کرد که در تمرینات نیروی دلتا آموزش میبیند. وی به دلیل توانای بالایش در مبارزه به استخدام تیم S.T.A.R.S در آمد .

در سال 1996 وی در نیروی عملیاتی استارز در پلیس Raccoon City استخدام شد. وی توضیح داد که انگیزه اش از این عضویت هم ناتوانی در بخشش شیاطینی شهروندان را تهدید میکند و همچنین "تجربه یک زندگی واقعی" بود.
وی تنها زن عضو تیم آلفا شد و تحت عنوان R.S قرار گرفت. او تمرینات دلتا خود را به عنوان یک راز از هم تیمی هایش مخفی کرد و تنها Chris Redfield یکبار از او در این مورد پرسید ولی بحث را با جمله " این یک رازه " خاتمه داد. Chris redfiled چند بار در هفته با او تمرین تیر اندازی و اگر Chris اشتباهاتش را به او نمی گفت عصبانی میشد.
کمی پس از انتقالش به تیم S.T.A.R.S ، و در ماموریت های بیشماری با استفاده از مهارت های بی همتایش موجب نجات همکارانش شد.



حادثه عمارت
در شب 23 جولای 1998 تیم Bravo به کوهستان Arklay در اطراف Raccoon city اعزام شد. شواهدی از قتل های عجیب و آدم خورانه در آنجا وجود داشت. سپس تیم Alpha هم فرستاده شد تا بفهمند چه اتفاقی برای همکارانشان که بعد چند لحظه ارتباطشان را از دست داده بودند، پیش آمده است.
بلافصله بعد از رسیدن ، آنها با دودی مواجه شدند که هنوز از هلیکوپتر خراب شده گروه bravo باقی مانده بود در آن جا توانستند جسد Kevin Dooley. خلبان گروه را پیدا کنند. پس از اینکه شاهد مرگ عضو تیم آلفا Joseph Frost که توسطی گروهی از سگ های زامبی دریده شد خلبان تیم ، Brad آن ها را رها کرد و رفت. بازمانده های گروه به عمارت Spencer که در آن نزدیکی بود پناه بردند.
کاپیتان تیم ، Albert Wesker خیلی زود ناپدید شد و Jill از Chris جدا گردید. وی عمارت را جستجو کرد و چندین دفعه Barry به کمکش آمد. تحقیقاتش او را به اطراف عمارت و تونل های زیر زمینی هدایت کرد که با چندین Zombie ، Cerberus، Hunter و B.O.W های مختلف راه مواجه شد . در این زمان بود که Jill به Barry شک کرد و متوجه شد او چیزی را پنهان میکند . او سعی کرد سلاحش را به سمت Jill بگیرد ولی Jill او را خلع سلاح کرد. حمله ای از سوی Lisa Trevor جیل را مجبور کرد تا سلاح او را پس بدهد و Barry در این مبارزه به او کمک کند و اعتماد از دست رفته Jill به خود را باز گرداند.
گرچه Jill هنوز از انگیزه Barry مطمئن نبود، راه خود را به آزمایشگاه ادامه داد ، واحد فوق سری که توسط شرکت Umbrella ساخته شده بود تا از آن برای ارتقا سلاح های بیولوژیکی توسط پاتوژنی که تحت نام ویروس T شناخته میشد استفاده کنند. و وی آنجا با Chris Redfield و عضو دیگر تیم Bravo ، Rebecca chambers مواجه گردید. آنها متوجه شدند که Wesker برای Umbrella کار میکند وBarry را تهدید کرده که چنانچه از فرمان او اطاعت نکند خانواده اش در خطر خواهند بود و به اینگونه از او باجگیری کرده است. زمانی که Jill و Chris با Tyrant می جنگیدند ، Wesker از عمارت فرار کرد
سیسنم خود تخریبی فعال گردید و نجات یافتگان خود را به پشت بام رساندند. با استفاده از منور به Brad پیام دادند و برای آخرین بار با Tyrant که گمان میکردند اندکی پیش مرده است پیش از فرار با هلیکوپتر جنگیدند. خانه به کلی ویران شد و Jill ، Chris ، Barry ، Brad و Rebecca نجات یافتند. همچنین Wesker که آنها از این موضوع بی اطلاع بودند. جیل یکی از 5 بازمانده 13 نفر از گروه قدرتمند استارز از حادثه عمارت بود.

پس از بازگشت به اداره پلیس با حالی خسته و زخمی، Jill در بیمارستان مرکزی Raccoon بستری شد و به سرعت گزارشی در مورد حادثه نوشت. زمانی که هیچ تحقیقاتی آغاز نشد.Jill و همکارنش با رئیس پلیس Brian Irons روبرو شدند و از او درخواست کردند که فرمان یک تحقیق فوری را بدهد .به دلیل نابودی تمام مدارک در حادثه انفجار عمارت، ادعای آنها رد شد .Chris Redfield به تنهایی تحقیقاتی را در مورد Umbrella شروع کرد و بعد در مورد وجود ویروس G به Jill اطلاع داد. Chris و Jill هم قسم شدند تا Umbrella را نابود کنند. در 8 آگوست Jill گزارشی در مورد حادثه عمارت به گزارش قبلی اضافه کرد و چند ماه بعد، تصمیم گرفت به Chris و Barry برای تحقیق در مورد شرکت Umbrella در اروپا بپیوندد ولی ترجیح داد در Raccoon City باقی بماند و در مورد آزمایشگاه مخفی زیر زمینی شرکت در Raccoon City تحقیق کند و بعد به آنها بپیوندد
14-07-2017, 03:27 PM
پاسخ
کاربر مفید
***
کاربر مفید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 63
تاریخ عضویت: May 2017
اعتبار: 6

تشکرها: 92
تشکر دریافتی: 56


مدال های دریافتی
مدال برنده مسابقات اهریمن ساکنمدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

RE: مقاله کامل معرفی jil valentine
Raccoon city


"این آخرین شانس منه"



Jill درRE3
[عکس: dc8d8c10a7f8fcacced345ee11d20f48.jpg]
دو ماه بعد از حادثه عمارت ، تحقیقات وی به دلیل شیوع ویورسT در Raccoon city نابود شد در طی شیوع بیماری، Jill در آپارتمانش منتظر ماند تا به کمکش بیایند. دو دکتر در بیمارستان مرکزی Raccoon ، تلاش کردند تا گزارش پزشکی او را به امید سرنخی برای واکسن با خود ببرند، ولی این تلاش شکست خورد.. در 28 سپتامبر ، او به این نتیجه رسید که کمکی از سوی ارتش نخواهد آمد .
همانشب Jill آپارتمانش را به قصد فرار از شهر و هیولاهایی که در شهر پرسه میزدند ترک کرد. ابتدا وی در یک انبار متروکه پناه گرفت. وی در آنجا با Dario Rosso نویسنده ای که دخترش را به تازگی در اثر حادثه از دست داده بود دیدار کرد.Jill تلاش کرد ازاو برای فرارش کمک بگیرد ولی او از بیرون رفتن و روبرو شدن با زامبی ها امنتاع کرد. او خودش را در یک کانترینر زندانی کرد و منتظر مرگ ماند
در حین جستجو برای راه فراری در خیابان های Raccoon city، Jill با خلبان گروه آلفا Brad Wickers که یک زامبی او را گاز گرفته بود ،روبرو شد. این دیدار که در Black jack Bar رخ داد ، منتهی به این شد که Brad به Jill هشدار دارد که با هیولایی روبرو شده که به دنبال افراد S.T.A.R.S میگردد Jill راه خود را به اداره پلیس ادامه داد و در آنجا شاهد مرگ Brad توسط Nemesis Type T بود. هیولایی که Brad پیشتر به او در موردش هشدار داده بود
Jill به طور موقت از دست نمسیس گریخت و داخل اداره پلیس رفت تا پنهان شود. زمانی که وی داخل اداره رفت تنها موفق شد به چند بخش از اداره وارد شود. زیرا بسیاری از در ها از جمله در سمت راست اداره با تخته بسته شده بود. از آنجا که اغلب افراد زنده اداره در بخش شرقی آن بودند ، او تنها یک بازمانده را دید . Marvin Brang که بیهوش بود و Jill گمان کرد او مرده است.
بر طبق اسنادی که Jill یافت، کلید در تالار شهر Raccoon و کلید اتاق S.T.A.R.S، تنها با استفاده از کارت S.T.A.R.S میسر بود. او برای اینکار یا باید از کارت Brad که بر روی جسدش قرار داشت استفاده میکرد ویا از کارت قدیمی خودش که در اتاق عملیات بود. پس از بدست آوردن کلید ، در اتاق S.T.A.R.S سنجاق قفلی اش را پیدا کرد و همچنین یک پیام رادیویی از فردی به نام Carlos دریافت کرد که ظاهرا ارتباطش را با مرکز تیمشان از دست داده بود.



" استارز رو میخوای؟ استارز رو بهت میدم"


زمانی کهJill آماده شد که R.P.D را ترک کند Nemesis از پنجره بیرون پرید و دوباره ظاهر شد. Jill خودش را جمع و جور کرد و به بخش اداری برگشت ، با اینحال جسد Marvin به طرز عجیبی ناپدید شده بود با وجود تعقیب کننده اش که در حال حاضر در اداره بود، Jill اداره پلیس متروکه را ترک کرد تا Carlos را بیابد. جسد Brad نیز به طور عجیبی ناپدید شده بود.
درحین فرار از شهر ، Jill به بخش دیگری از شهر رفت و با اجساد ماموران کشته شده روبرو شد. او همچنین با Carlos Olivera که یکی از بازماندگان گروه مبارزه با خطرات زیستی آمبرلا بود آشنا شد.
سرانجام موفق شد در تالار شهر را باز کند که پر از زامبی نیز بود و راهش را به قطار شهر ادامه دهد و در انجا با Carlos ، Nicolai Zinoviev و Mikhail Victor روبرو شود.
Nikola گفت که میتوانند با راه اندازی قطار شانسی داشته باشند تا به سمت دیگر شهر رفته و با یک هلیکوپتری که برای نجات آمده فرار کنند. با اینحال Nikola به دلایلی به Jill اعتماد نداشت. قطار به دلیل گم شدن چند بخش مهم اش قادر به حرکت نبود، بنابراین Jill تصمیم گرفت برای پیدا کردن قطعات در شهر بگردد. وی به پمپ بنزین Stella ، نیروگاه شهر و دفتر فروش نزدیک بار Jack رفت. در دفتر فروش آمبرلا او شاهد سرنوشت Murphy seeker ، یکی از افراد آلوده شده بود که چند لحظه پس از رسیدن Jill به داخل اداره توسط هم قطارانش کشته شد
وی دنبال Dario برگشت و متوجه شد که او توسط چند زامبی که به انبار آمده بودند کشته شده. Jill بازگشت و قطار را تعمیر کرد موتور روشن شد و همه آماده حرکت بودند.
ناگهان سرو کله Nemesis پیدا شد و حمله کرد. Mikhail خودش را با هیولا منفجر کرد و با این فداکاری سعی داشت تا از Jill و Carlos محافظت کند . قطار به خاطر این انفجار از مسیرش خارج شد و Jill و Carlos در کنار برج ساعت St. Michel از هم جدا شدند. Nikola در این حادثه مرده اعلام شد.
جیل در حال فرار از دست Nemesis در برج ساعت پناه گرفت و Carlos را نیز آنجا دید. ترتیبی داد تا ساعت را تعمیر شود و با صدای زنگ آن پیامی مبنی بر زنده بودنشان برای هلیکوپتر نجات بفرستند. با اینحال بار دیگر Nemesis ظاهر شد و هلیکوپتر را با راکت لانچرش منهدم کرد. اینکار نه تنها راه فرار جیل را از بین برد ، بلکه Nemesis ، او را در حیاط برج گیر آورد و جیل را به نوعی ویروس T پیشرفته آلوده کرد. Carlos در این مبازه به کمک Jill آمد ولی نمسیس او را زد. در حالی که Carlos بیهوش روی زمین افتاده بود، Jill برای آخرین بار با Nemesis جنگید. پس از نابودی او، Jill احساس خستگی کرد و بی هوش روی زمین افتاد ، تا اینکه Carlos بلاخره به هوش آمد و او را دید. Carlos ، او را به بخش کلیسای برج برد و او را که در حالتی شبیه به کما بود بر روی سکو گذاشت.



Jill در RE3
جیل بین 28 تا 30 سپتامبر بیهوش بود و Carlos از او مراقبت میکرد. در اوایل ساعات 1 اکتبر ، هوشیاری اش را به دست آورد و به Carlos گفت که توسط ویروس آلوده شده است. Carlos برای نجاتش ، تصمیم گرفت به دنبال واکسن برود . Jill از Carlos خواست که اگر به یک زامبی تبدیل شد نباید در کشتن او درنگ کند.پس از اینکه Carlos از سفرش به بیمارستان مرکزی Raccoon دست پر و به همراه واکسن بازگشت، Jill به سرعت توسط واکسن درمان شد وبهبود یافت. Carlos به او هشدار داد که Nicola هنوز زنده است و او نباید به او اعتماد کند. Jill به جستجوی برای فرار ادامه داد( با اینحال ما بعدا متوجه میشویم که ویروسT کامل ناپدید بلکه به حالت ساکن رفت)
کمی بعد، او متوجه یک واحد مواد منفجره خطرناک که در پارک مخفی بود شد. در آنجا ، با Nikola روبرو شد و یکبار دیگر با Nemesis جنگید. یک پیام رادیویی از سوی Barry Burton دریافت کرد که توسط یک هلیکوپتر شخصی برای نجاتش می آمد.

کمی بعد، او متوجه یک واحد مواد منفجره خطرناک که در پارک مخفی بود شد. در آنجا ، با Nikola روبرو شد و یکبار دیگر با Nemesis جنگید. یک پیام رادیویی از سوی Barry Burton دریافت کرد که توسط یک هلیکوپتر شخصی برای نجاتش می آمد.
Carlos بار دیگر به جیل هشدار داد که بمبی وجود دارد که ممکن است Raccoon city را نابود کند. در این میان، وی بار دیگر با Nemesis جهش یافته روبرو و موفق شد او را با سلاح مخفی تحت نام شمشیر اهریمنی Paracelsus که چند روز قبل به بخش آورده شده بود نابود سازد.این سلاح نوعی میدان مغناطیسی متمرکز تولید میکرد . سرانجام Jill وCarlos با هلیکوپتری که توسط Barry Burton هدایت میشد نجات یافتند.Barry از کانادا آمده بود تا دوستانش را نجات دهد. چند لحظه بعد Jill شاهد انهدام Raccoon City توسط یک بمب آزمایشی بود که به دستور مقامات دولتی بر روی Raccoon city ریخته شد
پس از این حادثه Jill تصمیم گرفت به Chris در اروپا بپوندد و به تحقیقات شخصی او در مورد روسای اصلی آمبرلا کمک کند. در 27 دسامبر Jill خود را به آپارتمان Chris رساند. ولی در این زمان، Chris پس از دریافت یک ایمیل از Leon به جزیره Rockfort رفته بود . ایمیلی که در آن Leon به او گفته بود که خواهرش Claire توسط Umbrella دستگیر شده است.Jill تنها یک چاقوی خون آلود از او در آنجا یافت. ولی دراعماق قلبش میدانست کهChris هنوز زنده است.
در 1999 ایندو بار دیگر هم را ملاقات کردند. و به B.S.A.A پیوستند. که توسط یک شرکت دارویی رقیب آمبرلا بنیان نهاده شده بود. در چند سال بعد هم قسم شدند تا شیوع B.O.W و حوادث تروریستی بیولوژیکی را رفع کنند تا میراث آمبرلا را نابود سازند.
14-07-2017, 03:33 PM
پاسخ
کاربر مفید
***
کاربر مفید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 63
تاریخ عضویت: May 2017
اعتبار: 6

تشکرها: 92
تشکر دریافتی: 56


مدال های دریافتی
مدال برنده مسابقات اهریمن ساکنمدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

RE: مقاله کامل معرفی jil valentine
The End Of Umbrella


"پایان کار آمبرلا ، فقط یه شروع بود..."



درسال 2003 دولت روسیه اطلاعاتی را مبنی بر تولید یک سری B.O.W رو توسط مقر مرکزی آمبرلا در روسیه دریافت کرد. این اطلاعات به صورت مخفیانه توسط Albert Wesker از آمبرلا به بیرون درز شده ، و به دست دولت روسیه رسیده بود. از این رو ، دولت روسیه تصمیم به اجرای یک عملیات ضدبیوتروریستی علیه آمبرلا در این منطقه گرفت و در این میان ، Jill Valentine و Chris Redfield ، به عنوان اعضای با تجربه در مقابله با بیوتروریست، از نمایندگی آمریکا ، در این عملیات شرکت کردند.
Jill تمام زندگی خود را صرف افشاگری کارهای آمبرلا و نابودی آن کرده بود. او و Chris ، که دوباره همکار یکدیگر شده بودند ، به نمایندگی آمریکا ، عضو گروه ضد بیوتروریست دولت روسیه شده و در این عملیات شرکت کردند.آنها گزارشی درمورد حمله ی گرگ های جهش یافته به یک روستا در منطقه ی قفقاز روسیه ، دریافت کردند. هنگامی که آنها برای بررسی وارد روستا شدند، فهمیدند که روستا و پر از زامبی شده است. Jill و Chris داخل روستا به جستجو پرداختند تا بازماندگان روستا را در صورت وجود پیدا کنند. پس از اندکی جستجو، آنها دختر بچه ای به نام Anna را در داخل یکی از خانه ها پیدا کردند.
Anna برای Chris و Jill توضیح داد که زمانی که مردم توسط گرگ ها گزیده شدند، به زامبی تبدیل شدند ، و اینکه مادر Anna هم به زامبی تبدیل شد و پدرش او را در کمد پنهان کرد تا از زامبی ها در امان بماند. همچنین Chris و Jill فهمیدند که مردم دهکده، بیشتر اوقات خود را در سیلو ها میگذراندند. پس آنها به سمت سیلوها رفتند تا بدنبال بازماندگان بگردند. هنگامی که آنها به آنجا رسیدند، در ابتدا جسد رئیس دهکده را یافتند که بخاطر فرار از زامبی ها داخل یخچال پنهان شده بود و از شدت سرمازدگی مرده بود. در همین موقع صدای زامبی ها آمد و آنها توسط زامبی ها محاصره شدند.هنگامی که آنها توسط زامبی ها محاصره شدند، سعی کردند تا از دری که وارد شده بودند، فرار کنند ولی متوجه شدند که در از پشت قفل شده. Chris با شلیک کردن به کیسه های آرد که در کنار دیوار سیلو انباشته شده بودند ، و پس از آن، با شکستن چراغ نفتی ، یک بمب درست کرد و زامبی ها کشته شدند و خود و Jill هم پشت سردخانه پنهان شدند تا زنده بمانند.
هنگامی که دود از بین رفت، آنها راه خود را بیرون از سیلو پیدا کردند و در همانجا، با همکار قدیمیشان، Albert Wesker ، روبرو شدند. Albert ، به خاطر شانسی که Chris و Jill در زنده ماندن از حمله ی زامبی ها داشتند، به آنها تبریک گفت. Chris و Jill او را به عنوان عامل اصلی ایجاد این حمله متهم کردند که Albert این اتهام را رد کرده و ادعا کرد که این حمله فقط یک حادثه از جانب کسی دیگر است و به او ربطی ندارد. در همین موقع ، زمین جلوی سیلو شروع به ریختن کرد و دو "هانتر دلتا" از زیر آن بیرون پریده و به Jill و Chris حمله کردند. Wesker نیز از این حمله به عنوان فرصتی برای فرار استفاده کرد. بعد از رویارویی با هانترها، Jill و Chris ، Wesker را تا خانه ی Anna ، درست در جایی که او جلوی یک پناهگاه ایستاده بود ، دنبال کردند.او ادعا میکرد که بیشتر اهالی روستا برای Umbrella کار میکردند و پدر Anna نیز داده ها و اطلاعات را برای Umbrella جمع آوری میکرد. Anna به آنها گفت که این خانه ، خانه ی آنهاست و درحالیکه به گردنبندش اشاره میکرد، گفت که گردنبندش ، کلید پناهگاه است.وسکر کلید را از آنا گرفت و پناهگاه را باز کرد.در این موقع، Jill ، Anna و Chris فهمیدند که پناهگاه توسط پدر Anna با مواد منفجره پر شده و توانستند از آنجا فرار کنند. همچنین ، توسط Anna فهمیدند که پدر او برای کارخانه ی تولید مواد شیمیایی کار میکرد که متعلق به Umbrella بود.




Chris و Jill به واحد خطرناک عملیاتی ضد بیوتروریست آن منطقه پیوستند تا آنجا را نابود کنند. آنها معتقد به این بودند که در این منطقه ، نوعی جدید از سلاح های بیوارگانیک ، به نام T-A.L.O.S (مخفف عبارت Tyrant-Armored Lethal Organic System)در حال تولید بود. آنها پایگاه تحقیقاتی قفقاز را نابود و حمله ای تمام عیار به آنجا کردند. Jill و Chris ، تمام سلاح های بیو اورگانیک قدیمی که با آنها مواجه میشدند را نابود کرده و به طرز ماهرانه ای هم از تله ها فرار کردند
آنها مسیر خود را به مرکز پایگاه آمبرلا پیدا کرده و درنهایت با یک سلاح تجربی بیو اورگانیک جدید ، به نام T.A.L.O.S روبرو شدند.
سرگی ولدمیر ، یکی از مدیران آمبرلا، خود را خالق این سلاح معرفی کرد و سپس Chris و Jill را در اتاق تالوس زندانی کرده و توسط رایانه ی مرکزی "ملکه ی سرخ" ، هیولا را فعال کرد.
ظاهرا هیچ چاره ای جز جنگ با او نبود.خوشبختانه ، Chris و Jill ، دوپارتنر همیشگی ، موفق به شکست هیولا شدند.
پس از رفع شدن این حمله ی بیوتروریستی، شواهد لازم برای متهم کردن Umbrella بدست آمد و Umbrella در دادگاه بین المللی ، به عنوان عامل اصلی حملات بیوتروریستی ،(از جمله حمله به شهر Raccoon ) شناخته، و سپس متهم شد. پس از آن، سهام Umbrella به سرعت کاهش یافت و سپس ورشکسته و تعطیل شد. به دنبال سقوط Umbrella ، تمام سلاح های بیو اورگانیکی آن در بازار سیاه پخش شد.
باوجود نابودی Umbrella کریس و جیل همچنان نگران بازگشت دوباره ی Wesker ، و مبارزه ی اجتناب ناپذیر با او بودند.



Jill در RE:Umbrella Chronicles
[عکس: 86ae3ddc9b6bbb503644fba1ecf9d68f.jpg]
Jill و Chris ، همچنان همکار یکدیگر باقی ماندند، و با هدف پایان دادن به بیوتروریست، در سال 2004 همراه با 9 نفر دیگر، تاسیساتی ضد بیوتروریسم به نام
B.S.A.Aرا احداث کردند. پس از احداث B.S.A.A ، جیل تمام جهان را به دنبال سلاح های بیواورگانیک میگشت تا آنها را متوقف کند، و در این میان نیز موفق شد یک آزمایشگاه ساخت سلاح های بیو اورگانیک در جنوب امریکا را نابود ، و دسته ای از قاچاقچیان سلاح های بیواورگانیک را هم در اروپا دستگیر کند. او و Chris همواره به دخالت بازماندگان Umbrella در مورد پخش شدن ویروس ها در بازار سیاه مشکوک بودند. اما در آن زمان، مدرکی علیه آنان پیدا نکردند.
14-07-2017, 03:47 PM
پاسخ
کاربر مفید
***
کاربر مفید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 63
تاریخ عضویت: May 2017
اعتبار: 6

تشکرها: 92
تشکر دریافتی: 56


مدال های دریافتی
مدال برنده مسابقات اهریمن ساکنمدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

RE: مقاله کامل معرفی jil valentine
Il Veltro



" تو کجایی کریس...؟ "

در سال 2004 شهرکی تفریحی به نام Terragrigia که در سواحل دریای مدیترانه قرار داشت، توسط گروهی بیوتروریستی به نام II Veltro مورد حمله ی بیوتروریستی قرار گرفت. سرانجام این شهرک ، به دستور سازمان F.B.C ، توسط اشعه ی خورشیدی ماهواره ی Regia Solis نابود شد.
یکسال پس از حادثه ی Terragrigia یعنی در سال 2005 ، شواهدی مبتنی بر پیدا شدن جسد یک موجود ناشناخته در سواحل Terragrigia یافته شد. Jill و یکی از همکارانش به نام Parker Luciani که به تازگی عضو B.S.A.A شده بود، برای بررسی آن جسد به آنجا فرستاده شدند.کمی بعد ، Clive R O Brian، مدیر B.S.A.A هم به ساحل Terragrigia آمد و به Jill و Parker گفت که ارتباطشان با دو مامور B.S.A.A ، یعنی Chris Redfield و Jessica Sherawat که برای بررسی و ردیابی گروه تروریسی Veltro فرستاده شده بودند، قطع شده است . آخرین ردی که از آن دو برجای مانده بود، در دریای مدیترانه بود.
Jill و Parker وارد یک کشتی تفریحی ، به نام کشتی Queen Zenobia شده و داخل آن به جستجو پرداختند. چرا که آخرین ردی که از Chris و Jessica به دست آمد ، داخل همین کشتی بود. بعد از کمی جستجو، Jill و Parker ، جسد یکی از خدمه ی کشتی را یافتند و کمی بعد، با یک Ooze مواجه شده و پس از مبارزه با آن ، متوجه شدند که کشتی توسط B.O.W های مختلف که به ویروسی ناشناخته مبتلا شده بودند ، پر شده. آنها همچنان به جستجو در کشتی ادامه داده و سرانجام به اتاقی رسیدند که درب آن قفل بوده و داخل آن مردی دست و پا بسته ، شبیه به Chris Redfield نمایان بود. Jill و Parker درجستجو برای پیدا کردن کلید آن اتاق برآمدند و در حین جستجو با یکی از کارکنان سازمان F.B.C به نام Rachel Foley برخوردند که توسط Ooze کشته شده بود. پس از کشتن Ooze های اطراف و پیدا کردن کلید در اتاق خدمه ی کشتی از جسد Rachel آن دو به اتاقی که کریس را برای اولین بار دیدند ، بازگشتند. پس از ورود به اتاق کریس ، آنها متوجه شدند که شخصی که به عنوان کریس زندانی بود، درواقع یک آدمک ساختگی بود. در همین زمان گاز بی هوش کننده ای در اتاق منتشر شد و آنها در تله افتادند.
پس از این که Jill به هوش آمد ، خود را درون یکی از اتاق های مهمان کشتی دید ، درحالی که خبری از Parker نبود.
Jill متوجه شد که تمام سلاح هایی که داشت ، از او گرفته شده ، او با Parker تماس گرفت و مکانی را برای ملاقات دوباره مشخص کرد. پس از ملاقات با یکدیگر ، آنها به دنبال سلاح هایشان رفته و بعد پیدا کردنشان ، هدف بعدی آنها ، رسیدن به یک پل واقع در محل سیستم ارتباطی کشتی ، و سپس، گزارش دادن این اتفاقات به مرکز فرماندهی بود. بعد از این که Jill و Parker به پل رسیدند ، متوجه شدند که سیستم ارتباطی کشتی از کار افتاده است. سپس آنها با یکی از کارکنان F.B.C ، به نام Raymond Vester آشنا شدند. پس از کمی بحث و گفتگوی مختصر و بازگویی حوادث Terragrigia ، او از Jill و Parker جدا شد و در این میان آنها کلیدی به نام helm key یافتند. آنها به کمک آن کلید مسیر خود را به سمت اتاق اضطراری کشتی که داخل هال واقع بود ادامه دادند تا رازهای کشتی را در آنجا پیدا کنند. قبل از اینکه وارد اتاق شوند، یک یادداشت از سمت یکی از کارکنان کشتی را پیدا کردند که از وجود بازماندگانی دیگر در رستوران عرشه ی کشتی حکایت میکرد.
Jill و Parker به سمت رستورانی که در عرشه ی کشتی بود ، رفتند. درهمین موقع ، یکی از ملوانان کشتی را دیدند .آن ملوان به یک ویروس ناشناخته آلوده شده بود و در اثر ویروس ، به سرعت به یک توده ی گوشتی بزرگ به نام Scagdead تبدیل شد. پس از مبارزه با هیولا و شکست دادن او ، آنها کلیدی به نام Lifebuoy Key را از جسد او برداشته و دوباره به سمت هال برگشتند تا با آن کلید ، در اتاق اضطراری را باز کنند. آنها به محض ورود به اتاق، Raymond را دیدند که به طوری نامعلوم ، پیش از آنها وارد اتاق شده بود. ریموند به Jill و Parker گفت " خیلی دیر رسیده اند" و سپس فیلمی در اتاق شروع به پخش شدن کرد.
آن فیلم از سمت رهبر II Veltro ، یعنی Jack Norman بود. Jack Norman ، در این فیلم تهدید آمیز نمونه ای از ویروس T-Abyss را داخل یک آکواریوم پر از ماهی ریخت و بعد از چند لحظه ، ماهی ها به B.O.W تبدیل شدند.

Jill در RE:Revelations
[عکس: 00c419f35d87dcd3e345156660fbf44a.jpg]


Jill و Parker به جستجو درون کشتی ادامه دادند و پس از مقابله با Rachel Foley که به شکل Ooze درآمده بود با رهبر VELTRO روبرو شده ، و پس از فرار رهبر Veltro ، موفق به دیدن Chris و Jessica شدند. آنها درحالی با Chris و Jessica روبرو شدند که مشغول تعقیب افراد Veltro بودند. Jesica موفق به زخمی کردن یکی از آن افراد شد ، اما پس از آنکه ماسک او را برداشتند، معلوم شد که آن فرد همان Raymond بود که قصد نفوذ به Veltro را داشت. Jill و Chris دوباره به یکدیگر پیوستند تا آزمایشگاه مخفی که در کشتی بود را پیدا کنند. زمانی که Jill ، آزمایشگاه مخفی ویروس T-Abyss را در Queen Zenobia پیدا میکند، متوجه میشود که این کشتی در واقع محلی برای تولید مهمات حملات بیوتروریستی بوده و پیش از این بخشی از این ویروس نیز به بیرون از کشتی نشت کرده است. Jill پس از استرلیزاسیون بقایای ویروس در آزمایشگاه ، با تزریق واکسن این ویروس به خود ، شروع به شناکردن در قسمت های آبگرفته ی کشتی میکند. البته او به همراه همکار قدیمی اش Chris ، پس از استرلیزاسیون ویروس، متوجه میشود که
Morgan نیز در حمله های بیوتروریستی ، شریک گروه Veltro بوده و هم اکنون نیز قصد دارد تا کشتی Queen Zenobia را به همراه تمام شواهد و و مدارکش نابود کند. Jill و Chris در حال فرار از کشتی ، با یک انفجار از هم جدا میشوند و با یکدیگر قرار ملاقات میگذارند. در این میان Parker Jill را در حالی که توسط Jessica مجروح شده بود دید. Parker به Jill گفت که Jessica یک جاسوس بوده که برای Morgan کار میکند و هدفش انهدام کشتی بود. Jill به Parker کمک میکند تا بلند شود و همراه او از کشتی فرار کند. درکمی جلوتر Chris Jill را دوباره ملاقات کرد اما کمی بعد از آن با یک انفجار دیگر سطح کشتی شکسته شده و Parker به پایین افتاد کرد. Jill و Chris هم گمان کردند که پارکر مرده است.
درنهایت ، Jill و Chris ، به کمک یکی از خلبانان B.S.A.A موفق به فرار از کشتی Queen Zenobia شدند و قبل از فرار ، B.O.W ـی که درحال بلعیدن کشتی بود را شکست دادند.
Jill طی یک تماس با O Brian ، متوجه شد با انفجار کشتی Queen Zenobia ، همه ی شواهد از بین نرفته و در واقع شواهد اصلی برای برملاکردن جنایت Morgan ، در یک کشتی به نام Queen Dido واقع شده است. با کمی بررسی در اطلاعات Queen Dido ، او متوجه میشود که این کشتی یکسال قبل غرق شده است. در این میان ، Morgan از مقام و قدرت خود استفاده کرده تا B.S.A.A را مقصر حملات بیوتروریستی واقعه ی Queen Zenobia جلوه دهد و ظاهرا نیز موفق به این کار شد. در آن موقع ، همه ی امید B.S.A.A به تلاش های Jill و Chris در پیدا کردن شواهد علیه Morgan وابسته بود. پس از پیدا کردن Queen Dido و بررسی آن ، متوجه شدند که Jack Norman نیز داخل آن کشتی است و همچنین ، با تزریق نسخه ی نهایی T-Abyss به خود و تهیه ی فیلم هایی علیه Morgan ، قصد انتقام گیری از او را دارد. او پس از کامل کردن ویروس خود به شکل یک هیولا درآمد و با Chris و Jill جنگید. درنهایت ، Jill به کمک Chris موفق به شکست دادن او شده و فیلمی را که جنایات Morgan را فاش میکرد از جسدش برداشتند. پس از ارسال فیلم به Morgan B.S.AA از سمت خود برکنار و دستگیر شد.
بدین تریتیب، با تلاش های فراوان Jill و B.S.A.A Chris نجات پیدا کرده و F.B.C نیز تعطیل شد.
14-07-2017, 03:53 PM
پاسخ
کاربر مفید
***
کاربر مفید

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 63
تاریخ عضویت: May 2017
اعتبار: 6

تشکرها: 92
تشکر دریافتی: 56


مدال های دریافتی
مدال برنده مسابقات اهریمن ساکنمدال کاربر دائمی انجمن های شیطان مقیم

RE: مقاله کامل معرفی jil valentine
ناپدید شدن

"اینجا تو رو هم مثل من یاد گذشته انداخته. مگه نه کریس؟"


Jill در RE:Gold Eddition
[عکس: 197d911d3d62a8f81ed46fef0b1e028e.jpg]

پس از فروپاشی Umbrella ، شرکت های رقیب و گروه های تروریستی، موفق به دستیابی به پروژه های Umbrella از طریق بازار سیاه شدند.
در این میان که ترس از حملات بیوتروریستی در سراسر جهان ، بخصوص در افریقا، آرامش را به هم ریخته بود، Chris و Jill ، همان موسسین B.S.A.A ، به سراسر جهان سفر کردند تا با بیوتروریست مقابله کرده و همچنین ردی از بازماندگان فعال آمبرلا و Albert Wesker پیدا کنند
درسال 2006 B.S.A.A شواهد معتبری مبتنی بر محل دقیق "Oswell E Spencer" ، یکی از بنیان گذاران Umbrella یافتند. طبق شواهد ،Oswell E Spencer ، در عمارتی بزرگ در اروپا بود. Chris و Jill تصمیم گرفتند که خود به آن عمارت بروند و Spencer را دستگیر کنند. به محض رسیدن به عمارت، Jill و Chris جسد دو تن از محافظانش را یافتند که بصورت وحشیانه ای کشته شده بودند. آن دو مسیر خود ادامه دادند. عمارت Spencer بسیار شبیه به عمارت کوهستان آرکلی طراحی شده بود. به طوری که حتی تله ها و پازل هایی که در عمارت وجود داشت، شبیه به تله ها و پازل های عمارت کوهستان آرکلی بودند. Chris و Jill پس از جستجو در عمارت و جمع آوری شواهد ، به زیرزمین عمارت رفتند و در این میان با موجوداتی به نام Blob رو به رو شدند و مبارزه کردند. کمی بعد، Jill و Chris بر روی یک پل چوبی در زیر زمین رفتند ولی پل چوبی بر اثر فرسایش شکست و کریس و جیل از یکدیگر جداشدند.




پس از اینکه Jill و Chris یکدیگر را پیدا کردند ، با کمی جستجو، مسیر خود را به کتابخانه ی شخصی اسپنسر یافتند اما درکمال تعجب دیدند جسدش بر روی زمین افتاده و در بالای سر جنازه ی او Albert Wesker ایستاده. Jill و Chris به Albert شلیک کردند اما Albert Wesker با نیروی فرا انسانی خود از تیر ها جاخالی داد و به آنها حمله کرد. پس از مبارزه ، سرانجام Wesker موفق شد به کریس و جیل صدمه بزند. او در جلوی پنجره Chris را بلند کرد و خواست با نیرویش ، کار Chris را تمام کند. درهمین لحظه ، Jill از جای خود بلند شده و با حرکتی فداکارانه ، خود و Wesker را به بیرون از پنجره و به سمت صخره ها پرت کرد و جان Chris را نجات داد و درحالی که محکم وAlbert را گرفته بود، در پایین صخره های بیرون عمارت، ناپدید شد. کمی بعد ، B.S.A.A یک گروه تجسس برای پیدا کردن Jill و Wesker به پایین صخره ها فرستاد اما از هیچ کدام خبری نبو. بعد از شکست در تجسس ، سرانجام Jill و Wesker هر دو در29 نوامبر سال 2006 مرده اعلام شدند.
هرچند کریس ردفیلد همیشه به این موضوع شک داشت که Jill مرده باشد.
14-07-2017, 04:05 PM
پاسخ



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Exclamation معرفی کامل شخصیت‌های بازی RE ( پست اول خوانده شود ) super girl 9 2,875 12-07-2017, 05:10 PM
آخرین ارسال: super girl
  داستان کامل رزیدنت اویل leon s.kennedy 2 2,178 10-02-2017, 03:42 PM
آخرین ارسال: leon s.kennedy



کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان


انجمن های فارسی شیطان مقیم

انجمن سری بازی های ویدئویی اهریمن ساکن تنها انجمن رسمی Resident Evil در ایران بوده و سایت در ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور ثبت شده است.

مقالات، ترفند و کلوب داستان نویسی برای طرفداران این بازی

 

  • تمامی حقوق مادی و معنوی مطالب و طرح قالب نزد انجمن رسمی شیطان مقیم محفوظ می باشد و کپی برداری از طرح قالب پیگرد قانونی دارد.